توماس ادیسون که بود؟

توماس آلوا ادیسون (۱۸۴۷ تا ۱۹۳۱) مخترع و کارآفرین آمریکایی بود که نامش با فونوگراف، لامپ رشتهای کاربردی، نخستین سامانههای تولید و توزیع برق شهری و دوربین و دستگاه نمایش فیلم گره خورده است. در طول زندگی بیش از هزار حق اختراع در ایالات متحده به نام او ثبت شد.
اهمیت ادیسون فقط در تکتک اختراعهایش نیست. او در منلو پارک یکی از نخستین آزمایشگاههای صنعتی را ساخت؛ جایی که گروهی از فنیکاران و دانشمندان ایدهها را بهطور منظم به محصول قابل فروش تبدیل میکردند.
بخشی از تصویر رایج او هم افسانه است. ادیسون نخستین سازنده لامپ برق نبود. او لامپ را بادوام و اقتصادی کرد و همراه با یک سامانه کامل برقرسانی به بازار برد.
مهمترین دستاوردهای ادیسون به زبان ساده
کارنامه ادیسون از تلگراف تا باتری و سیمان را در بر میگیرد، اما چند دستاورد از بقیه مهمترند و سازوکارشان را میشود ساده توضیح داد.
فونوگراف؛ نخستین دستگاهی که صدا را ضبط و پخش کرد
فونوگراف را میتوان اصیلترین اختراع ادیسون دانست. پیش از آن دستگاههایی برای ثبت شکل موج صدا روی کاغذ وجود داشت، اما هیچکدام نمیتوانست صدای ضبطشده را دوباره پخش کند.
ادیسون در سال ۱۸۷۷ هنگام کار روی دستگاهی برای ثبت پیامهای تلگراف و تلفن به این ایده رسید و در پایان همان سال نمونه کارآمد آن را ساخت. درخواست حق اختراع در دسامبر ۱۸۷۷ ثبت شد و در فوریه ۱۸۷۸ به تأیید رسید.
سازوکار فونوگراف اولیه ساده بود. صدا صفحه نازکی به نام دیافراگم را میلرزاند و سوزنِ متصل به آن، لرزشها را به شکل شیارهایی با عمق متغیر روی ورقهای از قلع که دور یک استوانه چرخان پیچیده شده بود، حک میکرد.
برای پخش، سوزن دوباره روی همان شیارها حرکت میکرد و لرزشها از راه دیافراگم به صدا برمیگشت. بنا بر روایت خود ادیسون، نخستین جملهای که ضبط کرد شعر کودکانه «مری یک بره کوچک داشت» بود.

کیفیت صدای ورقه قلعی پایین بود و ورقه پس از چند بار پخش از بین میرفت. ادیسون در اواخر دهه ۱۸۸۰ با استوانههای مومی به فونوگراف بازگشت، اما در همان سالها امیل برلینر گرامافون را با صفحه تخت معرفی کرد و صفحهها بهتدریج جای استوانه را گرفتند.
لامپ رشتهای؛ اختراع نه، تکمیل و تجاریسازی
لامپ رشتهای بر اصلی ساده کار میکند: جریان برق از رشتهای نازک با مقاومت بالا میگذرد و آن را آنقدر داغ میکند که نور بدهد. مشکل اصلی این بود که رشته داغ در مجاورت هوا بهسرعت میسوزد یا ذوب میشود.
پیش از ادیسون، دهها پژوهشگر در اروپا و آمریکا لامپهایی با رشته پلاتین یا کربن ساخته بودند، اما این لامپها یا زود میسوختند یا گران بودند. مهمترینِ آنها جوزف سوان، شیمیدان انگلیسی، بود که در ۱۸۷۸ و ۱۸۷۹ لامپ رشتهکربنی خود را در انگلستان به نمایش گذاشت.
سهم ادیسون و گروهش در سه نکته بود:
- رشته با مقاومت بالا، تا بتوان لامپها را با جریان کم و به شکل موازی در یک شبکه بزرگ روشن کرد.
- خلأ بهتر: با پمپهای خلأ پیشرفتهتر، هوای درون حباب را بسیار بیشتر از قبل تخلیه کردند تا رشته دیرتر بسوزد.
- آزمودن هزاران ماده برای ساخت رشته.
در ۲۲ اکتبر ۱۸۷۹ رشتهای از نخ پنبهای کربنیشده حدود ۱۳ ساعت و نیم روشن ماند و در ۳۱ دسامبر همان سال نمایش عمومی لامپ در منلو پارک برگزار شد. کمی بعد رشته را از بامبوی کربنیشده ساختند و عمر لامپ به صدها ساعت و بیشتر رسید.

ادیسون و سوان در انگلستان بر سر حق اختراع اختلاف داشتند، اما بهجای دعوای طولانی، در سال ۱۸۸۳ شرکت مشترکی به نام ادیسون و سوان تأسیس کردند. لامپ حاصل کار چند نفر بود و ادیسون مهمترین تکمیلکننده و عرضهکننده آن بود.
سامانه برق شهری؛ دستاوردی بزرگتر از خود لامپ
لامپ بدون برقرسانی مطمئن ارزشی نداشت. ادیسون از ابتدا به یک سامانه کامل فکر میکرد:
- ژنراتورهای کارآمد در یک نیروگاه مرکزی
- کابلهای زیرزمینی
- کنتور برای اندازهگیری مصرف هر مشترک
- فیوز برای جلوگیری از آتشسوزی
- کلید و سرپیچ
در سپتامبر ۱۸۸۲ نیروگاه خیابان پرل در منهتن نیویورک شروع به کار کرد و به مشترکان محدوده اطراف خود برق مستقیم رساند. کار با ۸۲ مشترک و ۴۰۰ لامپ آغاز شد و تا ۱۸۸۴ شمار مشترکان از ۵۰۰ گذشت.
پرل نخستین نیروگاه عمومی ادیسون هم نبود؛ ایستگاه هولبورن وایداکت لندن، ساخته شرکت ادیسون، از ژانویه ۱۸۸۲ برق ساختمانهای اطراف را تأمین میکرد. این نیروگاهها الگوی بسیاری از نیروگاههای مرکزی بعدی شدند و بسیاری از مورخان فناوری ساخت این سامانه را از خود لامپ مهمتر میدانند.
دیگر اختراعها و بهبودها
- تلگراف چهارگانه (۱۸۷۴): امکان ارسال همزمان چهار پیام روی یک سیم، دو پیام در هر جهت، که هزینه خطوط تلگراف را کاهش داد.
- فرستنده دکمه کربنی تلفن (۱۸۷۷): میکروفونی که صدای تلفن بل را بسیار رساتر کرد و اصل آن تا چند دهه در گوشیهای تلفن به کار رفت.
- کینتوگراف و کینتوسکوپ (اوایل دهه ۱۸۹۰): دوربین فیلمبرداری و دستگاه تماشای تکنفره فیلم. بخش بزرگی از کار فنی این پروژه را ویلیام کندی لوری دیکسون، از همکاران ادیسون، انجام داد.
- باتری نیکل و آهن (اوایل قرن بیستم): باتری قلیایی بادوامی که سالها پژوهش لازم داشت و بعدها در صنعت و راهآهن کاربرد پیدا کرد.
- اثر ادیسون: مشاهده عبور جریان از رشته داغ به یک الکترود جداگانه در لامپ خلأ. این پدیده که امروز گسیل گرمایونی نامیده میشود، بعدها پایه لامپهای خلأ شد.
| اختراع یا کار | زمان تقریبی | سهم واقعی ادیسون |
|---|---|---|
| فونوگراف | ۱۸۷۷ | اختراع اصیل؛ نخستین دستگاه ضبط و پخش صدا |
| لامپ رشتهای | ۱۸۷۹ تا ۱۸۸۰ | تکمیل و تجاریسازی؛ پیش از او دیگران لامپ ساخته بودند |
| سامانه برق مرکزی | ۱۸۸۲ | طراحی و اجرای یک سامانه کامل تجاری |
| فرستنده کربنی تلفن | ۱۸۷۷ | بهبود مهم تلفن بل |
| کینتوسکوپ | دهه ۱۸۹۰ | کار گروهی با نقش اصلی دیکسون، زیر نظر و به نام ادیسون |
| باتری نیکل و آهن | دهه ۱۹۰۰ | پژوهش طولانی و تجاریسازی |
منلو پارک؛ کارخانه اختراع
ادیسون در سال ۱۸۷۶ آزمایشگاهی در روستای منلو پارک در ایالت نیوجرسی ساخت که در آن اختراع یک فرایند منظم و گروهی بود. کارگاه ماشینسازی، انبار بزرگ مواد شیمیایی و قطعات، کتابخانه و افرادی با مهارتهای گوناگون کنار هم قرار داشتند.
از همکاران شناختهشده او چارلز بچلر، جان کروزی و فرانسیس آپتون بودند. آپتون که ریاضیات و فیزیک خوانده بود، بخشی از محاسبات سامانه برق را انجام میداد.
ادیسون خودش این مکان را جایی برای تولید مداوم اختراع میدانست و به همین دلیل منلو پارک را اغلب «کارخانه اختراع» مینامند. فونوگراف، فرستنده کربنی تلفن و لامپ در همین آزمایشگاه به نتیجه رسیدند.
روزنامهها به ادیسون لقب «جادوگر منلو پارک» دادند. این لقب به ساختن چهرهای عمومی از او کمک کرد، اما همزمان سهم همکارانش را در نگاه عموم کمرنگ کرد.
ادیسون در سال ۱۸۸۷ آزمایشگاهی بسیار بزرگتر در وست اورنج در همان ایالت ساخت و باقی عمر کاریاش را بیشتر آنجا گذراند. در محوطه همین آزمایشگاه، استودیوی کوچکی به نام «بلک ماریا» برای فیلمبرداری با کینتوگراف ساخته شد.
قدیمیترین فیلم بازماندهای که در کتابخانه کنگره آمریکا به ثبت حق نشر رسید، از همینجاست: چند ثانیه عطسه فرد آت، از کارکنان ادیسون، در ژانویه ۱۸۹۴. قانون آن زمان برای فیلم بندی نداشت و آن را به شکل عکس ثبت کردند.
جنگ جریانها؛ ادیسون، تسلا و وستینگهاوس
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای زندگی ادیسون، رقابت بر سر نوع جریان برق در اواخر دهه ۱۸۸۰ است که «جنگ جریانها» نام گرفت. ریشه آن در تفاوت فنی دو نوع جریان بود.
سامانه ادیسون با جریان مستقیم یا DC کار میکرد که همیشه در یک جهت جاری است و ولتاژش را در آن زمان نمیشد بهآسانی بالا و پایین برد. برق با ولتاژ پایین در مسیرهای طولانی تلفات زیادی دارد، پس نیروگاههای جریان مستقیم فقط تا یکی دو کیلومتر کارآمد بودند و هر محله نیروگاهی جداگانه میخواست.
در مقابل، جریان متناوب یا AC مدام جهت عوض میکند و با ترانسفورماتور میتوان ولتاژش را برای انتقال طولانی بالا برد و پیش از رسیدن به خانهها پایین آورد.
| ویژگی | جریان مستقیم (سامانه ادیسون) | جریان متناوب (وستینگهاوس و تسلا) |
|---|---|---|
| جهت جریان | ثابت | تغییر مداوم جهت |
| تغییر ولتاژ در آن دوره | دشوار و پرهزینه | آسان با ترانسفورماتور |
| فاصله انتقال مؤثر | کوتاه | بلند |
| تعداد نیروگاه لازم برای یک شهر | زیاد | کم |
| موتور الکتریکی مناسب | موتورهای DC موجود بود | موتور القایی تسلا |
| نگرانی ایمنی مطرحشده | ولتاژ پایینتر در سامانههای آن زمان | ولتاژ بالای خطوط انتقال |
| سرنوشت | برای شبکههای عمومی کنار رفت، در کاربردهای خاص باقی ماند | پایه شبکههای برق امروز |
نیکولا تسلا، مهندس صربتبار، در سال ۱۸۸۴ به آمریکا آمد و چند ماه در یکی از شرکتهای ادیسون کار کرد. روایت مشهوری که میگوید ادیسون وعده پاداشی بزرگ به تسلا داد و بعد آن را شوخی خواند، از خاطرات خود تسلاست و سند مستقل دیگری برای آن در دست نیست.
تسلا بعدها سامانه چندفازی جریان متناوب و موتور القایی را طراحی کرد و جورج وستینگهاوس، صنعتگر آمریکایی، در سال ۱۸۸۸ حق استفاده از این اختراعها را خرید.
با گسترش سریع شبکههای وستینگهاوس، شرکت ادیسون کارزاری تبلیغاتی علیه جریان متناوب به راه انداخت و ادیسون بر خطر ولتاژ بالای AC تأکید میکرد. مهندسی به نام هارولد براون در نمایشهای عمومی حیوانات را با جریان متناوب میکشت و شواهد تاریخی نشان میدهد آزمایشگاه ادیسون به او کمک کرده بود.
در همین دوره، ایالت نیویورک صندلی الکتریکی را برای اعدام پذیرفت. ادیسون از این روش حمایت کرد و طرفدارانش کوشیدند جریان متناوب را با مرگ پیوند بزنند. نخستین اعدام با صندلی الکتریکی در سال ۱۸۹۰ انجام شد و گزارشهای آن از رنج شدید محکوم حکایت داشت.
نگرانی ادیسون درباره ایمنی بیپایه نبود؛ سیمهای هوایی بینظم در شهرهایی مثل نیویورک کارگران را با برقگرفتگی از خطوط ولتاژ بالا میکشت. اما او سرمایه زیادی در جریان مستقیم داشت و کارزارش آشکارا انگیزه تجاری هم داشت. بیشتر مورخان روشهایی مانند کشتن حیوانات را غیراخلاقی میدانند.
سرانجام، برتری فنی جریان متناوب تعیینکننده شد. در سال ۱۸۹۲ شرکت ادیسون جنرال الکتریک با شرکت تامسون هیوستون ادغام شد و جنرال الکتریک شکل گرفت؛ شرکتی که نام ادیسون را در عنوان خود نداشت و خیلی زود به تولید تجهیزات جریان متناوب روی آورد.
نمایشگاه جهانی شیکاگو در سال ۱۸۹۳ با برق متناوب وستینگهاوس روشن شد و نیروگاه آبشار نیاگارا، که با سامانه تسلا و وستینگهاوس ساخته شد، در سال ۱۸۹۶ برق را تا شهر بوفالو فرستاد.
یک افسانه رایج هم باید اصلاح شود: کشتن فیلی به نام تاپسی با برق در سال ۱۹۰۳ در کونی آیلند اغلب به ادیسون نسبت داده میشود. این رویداد سالها پس از جنگ جریانها رخ داد و شواهد معتبری از دخالت شخص ادیسون در آن نیست؛ فقط شرکت فیلمسازی ادیسون از آن فیلم گرفت.
زندگی و زمانه ادیسون
ادیسون در ۱۱ فوریه ۱۸۴۷ در شهر میلان در ایالت اوهایو به دنیا آمد و کودکیاش بیشتر در پورت هیورون در ایالت میشیگان گذشت. آموزش رسمی او کوتاه بود و مادرش، نانسی، بیشتر آموزش او را در خانه بر عهده گرفت.
ادیسون از کودکی به شیمی و آزمایش علاقه داشت. او از نوجوانی دچار مشکل شنوایی شد که با افزایش سن شدیدتر شد. علت دقیق آن روشن نیست و روایتهای مختلفی دربارهاش وجود دارد.
در نوجوانی در قطار روزنامه و خوراکی میفروخت و مدتی روزنامه کوچکی را هم در قطار چاپ میکرد. طبق روایت مشهور، پسر یک مأمور ایستگاه را از زیر چرخهای قطار نجات داد و پدر آن کودک به پاس این کار، تلگراف را به او آموخت.
ادیسون چند سال بهعنوان تلگرافچی در شهرهای مختلف آمریکا کار کرد و همین تجربه مسیر اختراعهای نخستین او را شکل داد.
نخستین حق اختراع ادیسون در سال ۱۸۶۹ برای یک دستگاه ثبت الکتریکی آرا صادر شد که خریداری پیدا نکرد. دلیلش جالب است: نمایندگان کنگره رأیگیری کند را ترجیح میدادند، چون فرصت چانهزنی میداد و با آن میشد تصویب یک لایحه را به تأخیر انداخت.
ادیسون از این تجربه آموخت که اختراع باید نیاز واقعی بازار را برآورده کند. در نیویورک دستگاههای گزارش قیمت سهام و طلا را بهبود داد و فروش آنها سرمایه کارگاههایش در نیوآرک و سپس منلو پارک را فراهم کرد.
ادیسون دو بار ازدواج کرد. همسر نخستش، مری استیلول، در سال ۱۸۸۴ درگذشت و او در سال ۱۸۸۶ با مینا میلر ازدواج کرد. از هر ازدواج سه فرزند داشت.
در دهههای پایانی عمر، ادیسون چهرهای ملی در آمریکا بود و با هنری فورد و هاروی فایرستون دوستی نزدیک داشت. این دوستی به کاری جدی هم کشید: در سال ۱۹۲۷ سه نفری شرکتی پژوهشی ساختند تا گیاهی برای تولید لاستیک در خود آمریکا پیدا کنند، از ترس اینکه جنگ واردات لاستیک را قطع کند.
آزمایشگاه این طرح در فورت مایرز فلوریدا بیش از ۱۷ هزار نمونه گیاهی را آزمود و ادیسون سرانجام گیاه گل طلایی یا سولیداگو را برگزید. با ساخت لاستیک مصنوعی در جنگ جهانی دوم، این طرح کنار رفت. ادیسون در ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱ در وست اورنج نیوجرسی درگذشت.
همه پروژههای ادیسون موفق نبودند. سرمایهگذاری بزرگ او در دهه ۱۸۹۰ برای جداسازی سنگ آهن با آهنربا به شکست انجامید و بخش بزرگی از ثروتش را از دست داد.
با این حال، او از سال ۱۸۹۹ همان فناوری خردکردن سنگ را به تولید سیمان پرتلند برد. شرکت سیمان ادیسون تازه در ۱۹۲۲ سودآور شد؛ همان سالی که ساخت ورزشگاه قدیمی یانکی در نیویورک با بتن این شرکت آغاز شد.
افسانه یا واقعیت؛ باورهای رایج درباره ادیسون
شهرت ادیسون باعث شده داستانهای زیادی درباره او ساخته یا بزرگ شود. جدول زیر مهمترین موارد را با آنچه منابع معتبر نشان میدهند مقایسه میکند.
| باور رایج | واقعیت |
|---|---|
| ادیسون لامپ برق را اختراع کرد | لامپ رشتهای پیش از او ساخته شده بود. ادیسون آن را بادوام و اقتصادی کرد و با سامانه برقرسانی عرضه کرد. |
| جمله «شکست نخوردم، فقط ۱۰ هزار راه یافتم که کار نمیکند» از ادیسون است | منبع مستندی برای این جمله با این عبارت پیدا نشده است. نزدیکترین روایت، نقل یکی از همکارانش در زندگینامهای در سال ۱۹۱۰ است که ادیسون درباره آزمایشهای باتری گفته بود چند هزار چیز را یافته که کار نمیکند. |
| ادیسون فیل تاپسی را با برق کشت | این رویداد در ۱۹۰۳ و بدون دخالت مستند ادیسون رخ داد. فقط شرکت فیلم او از آن فیلم گرفت. |
| مدرسه در نامهای ادیسون را اخراج کرد و مادرش متن نامه را تغییر داد | این داستان در شبکههای اجتماعی رواج دارد و سندی برای آن وجود ندارد. آنچه ثبت شده، آموزش کوتاه رسمی و آموزش خانگی به دست مادرش است. |
| ادیسون همه اختراعهایش را بهتنهایی ساخت | بسیاری از کارها حاصل کار گروهی در منلو پارک و وست اورنج بود، هرچند هدایت و تصمیمهای اصلی با ادیسون بود. |
گاهشمار زندگی توماس ادیسون
| سال | رویداد |
|---|---|
| ۱۸۴۷ | تولد در میلان، اوهایو |
| دهه ۱۸۶۰ | فروش روزنامه در قطار و کار بهعنوان تلگرافچی |
| ۱۸۶۹ | نخستین حق اختراع (دستگاه ثبت آرا) و رفتن به نیویورک |
| ۱۸۷۴ | تلگراف چهارگانه |
| ۱۸۷۶ | تأسیس آزمایشگاه منلو پارک |
| ۱۸۷۷ | ساخت فونوگراف و فرستنده کربنی تلفن |
| ۱۸۷۹ | آزمایش موفق رشته کربنی در اکتبر و نمایش عمومی لامپ در ۳۱ دسامبر |
| ۱۸۸۲ | راهاندازی نیروگاه خیابان پرل در نیویورک |
| ۱۸۸۴ | درگذشت همسر نخست، مری استیلول |
| ۱۸۸۶ | ازدواج با مینا میلر |
| ۱۸۸۷ | تأسیس آزمایشگاه وست اورنج |
| ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۲ | اوج جنگ جریانها با وستینگهاوس |
| ۱۸۹۲ | تشکیل جنرال الکتریک از ادغام شرکت ادیسون و تامسون هیوستون |
| دهه ۱۸۹۰ | کینتوسکوپ و آغاز فیلمسازی؛ شکست طرح سنگ آهن |
| دهه ۱۹۰۰ | توسعه باتری نیکل و آهن |
| ۱۹۲۸ | دریافت مدال طلای کنگره آمریکا |
| ۱۹۳۱ | درگذشت در وست اورنج، نیوجرسی |
میراث ادیسون
میراث ادیسون را میتوان در سه سطح دید. سطح نخست، خود فناوریهاست: ضبط صدا، روشنایی برقی خانهها، شبکههای برق شهری و سینما همگی با کار او یا با مشارکت جدی او شکل گرفتند.
این موج چند دهه بعد به ایران هم رسید. در تهران، امتیاز نخستین کارخانه برق عمومی در سال ۱۲۸۳ خورشیدی به حاج حسین امینالضرب داده شد و خیابانی که کارخانه در آن بود به «چراغ برق» معروف شد؛ همان خیابان امیرکبیر امروز.
سطح دوم، روش کار است. ادیسون نشان داد که اختراع را میتوان سازمان داد و بهطور منظم پیش برد. آزمایشگاه او ترکیبی از علم، مهندسی، ساخت نمونه و فکر تجاری بود و این الگو در آزمایشگاههای پژوهشی قرن بیستم ادامه پیدا کرد.
سطح سوم، تصویر عمومی اوست. ادیسون با رابطه نزدیکش با روزنامهها در ساختن این تصویر نقش فعال داشت و همین تصویر به اسطوره «مخترع تنها» دامن زد و سهم همکاران و پیشگامانی مانند سوان را پنهان کرد.
نگاه امروز متعادلتر است: مخترعی پرکار، مدیری توانا و کارآفرینی جسور که چند فناوری کلیدی را به زندگی روزمره آورد، اما در جنگ جریانها روشهایی دفاعناپذیر به کار برد و در برابر برتری فنی جریان متناوب دیر کوتاه آمد.
سوالات متداول
آیا ادیسون لامپ را اختراع کرد؟
نه به معنای ساخت نخستین لامپ. پیش از او چند پژوهشگر، از جمله جوزف سوان در انگلستان، لامپ رشتهای ساخته بودند. ادیسون با رشته پرمقاومت، خلأ بهتر و آزمون مواد گوناگون لامپی بادوام و اقتصادی ساخت و آن را با سامانه تولید و توزیع برق به بازار برد.
ادیسون چند اختراع داشت؟
در ایالات متحده ۱۰۹۳ حق اختراع به نام ادیسون، بهتنهایی یا مشترک، ثبت شد و تعداد زیادی هم در کشورهای دیگر. بسیاری از این حقها بهبود اختراعهای موجود بودند و بخشی حاصل کار گروهی در آزمایشگاههای او بود.
اختلاف ادیسون و تسلا بر سر چه بود؟
اختلاف بر سر نوع جریان برق بود: ادیسون از جریان مستقیم دفاع میکرد و تسلا طراح سامانه جریان متناوبی بود که وستینگهاوس خرید و گسترش داد. رقابت اصلی میان شرکتهای ادیسون و وستینگهاوس بود و تسلا بیشتر از راه اختراعهایش در آن نقش داشت.
فونوگراف ادیسون چطور کار میکرد؟
صدا دیافراگم نازکی را میلرزاند و سوزن متصل به آن، لرزشها را به شکل شیار روی ورقه قلعیِ دور یک استوانه چرخان حک میکرد. هنگام پخش، سوزن از همان شیارها میگذشت و لرزشها دوباره به صدا تبدیل میشد.
جمله معروف ادیسون درباره ۱۰ هزار شکست واقعی است؟
منبع مستندی برای این جمله با این عبارت وجود ندارد. نزدیکترین روایت را یکی از همکاران ادیسون در زندگینامهای از سال ۱۹۱۰ نقل کرده و به آزمایشهای باتری مربوط است، نه لامپ.
جمعبندی
توماس ادیسون فونوگراف را اختراع کرد، لامپ رشتهای را به محصولی بادوام و اقتصادی تبدیل کرد و نخستین سامانههای برق شهری را ساخت. آزمایشگاه منلو پارک او الگوی پژوهش گروهی و سازمانیافته شد.
شناخت درست او یعنی جدا کردن افسانه از واقعیت: او نخستین سازنده لامپ نبود، جمله «۱۰ هزار راه» به این شکل از او ثبت نشده و بسیاری از کارهایش گروهی بود. در جنگ جریانها هم نگرانی ایمنیاش قابلفهم بود، اما روشهایش امروز غیراخلاقی شمرده میشوند.


