سقراط که بود؟

سقراط فیلسوف یونانی اهل آتن بود که حدود سال ۴۷۰ یا ۴۶۹ پیش از میلاد به دنیا آمد و در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، پس از محاکمهای مشهور، با نوشیدن جام زهر درگذشت. او هیچ نوشتهای از خود باقی نگذاشت و همه آنچه دربارهاش میدانیم از گزارش دیگران، بهویژه شاگردش افلاطون و همشهریاش گزنفون، به دست ما رسیده است. اهمیت سقراط در سه چیز است: توجه فلسفه را از طبیعت به زندگی انسان و مفاهیمی مانند عدالت و فضیلت برگرداند؛ روش بررسی باورها از راه پرسش و پاسخ را پدید آورد که «روش سقراطی» نام گرفت؛ و با پذیرفتن مرگ به نماد فیلسوفی تبدیل شد که پای اندیشه خود میایستد. فیلسوفان پیش از او را «پیشاسقراطیان» مینامند.
سقراط در یک نگاه
جدول زیر اطلاعات پایهای را که پژوهشگران درباره آنها کمابیش همنظرند، کنار هم میگذارد. حتی این دادهها هم از راه منابعی غیرمستقیم رسیدهاند.
| موضوع | اطلاعات |
|---|---|
| تولد | حدود ۴۷۰ یا ۴۶۹ پیش از میلاد، در بخش آلوپکه در حومه آتن |
| مرگ | ۳۹۹ پیش از میلاد، در زندان آتن، با نوشیدن زهر پس از حکم دادگاه |
| پدر و مادر | سوفرونیسکوس، که سنگتراش یا پیکرتراش دانسته میشود، و فاینارهته، که به گفته افلاطون ماما بود |
| همسر و فرزندان | گزانتیپه، و سه پسر به نامهای لامپروکلس، سوفرونیسکوس و منکسنوس |
| آثار مکتوب | هیچ؛ سقراط چیزی ننوشت |
| منابع اصلی | محاورههای افلاطون، آثار سقراطی گزنفون، نمایشنامه «ابرها» اثر آریستوفانس، و اشارههای ارسطو |
| شاگردان و همنشینان مشهور | افلاطون، گزنفون، آنتیستنس، آریستیپوس، اقلیدس مگارایی، آلکیبیادس و کریتیاس |
| شهرت اصلی | روش پرسش و پاسخ، تأکید بر آگاهی از نادانی خود، و محاکمه و مرگش |
دستاوردهای اصلی سقراط
سقراط نظام فلسفی مدونی نساخت، و دستاورد او بیش از هر چیز در شیوه فکر کردن و پرسیدن است.
برگرداندن فلسفه به سوی انسان
فیلسوفان پیش از سقراط، مانند تالس، هراکلیتوس و پارمنیدس، بیشتر درباره ماده نخستین جهان، تغییر و هستی میاندیشیدند. سقراط، دستکم آنگونه که افلاطون و گزنفون تصویر میکنند، به پرسشهایی درباره انسان پرداخت: عدالت یعنی چه، و آیا فضیلت را میتوان آموخت. سیسرون، نویسنده رومی، بعدها گفت سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد. ارسطو نیز گزارش میدهد که سقراط به اخلاق میپرداخت و نه به طبیعت بهعنوان یک کل.
روش سقراطی یا النخوس
مهمترین میراث سقراط روشی است که در یونانی «النخوس» (elenchus) نامیده میشود و میتوان آن را «آزمودن» یا «ابطال» ترجمه کرد. سقراط در این روش ادعای معرفت کسی را با پرسشهای پیدرپی میآزمود و معمولاً با پرسشی به شکل «X چیست» آغاز میکرد: در «اوتیفرون» دینداری، در «لاخس» شجاعت و در «خارمیدس» خویشتنداری. طرف گفتوگو معمولاً خود را در آن موضوع صاحبنظر میدانست؛ لاخس سردار جنگی بود. روند النخوس در محاورههای نخستین افلاطون چنین است:
- طرح پرسش: سقراط تعریف یک مفهوم را میپرسد و تأکید میکند که خودش پاسخ را نمیداند.
- ارائه تعریف: طرف گفتوگو تعریفی پیشنهاد میکند. اغلب تعریف نخست فقط یک نمونه است، نه یک تعریف کلی؛ مثلاً اینکه شجاعت یعنی در صف جنگ ماندن و نگریختن.
- گرفتن تأیید برای مقدمههای دیگر: سقراط با پرسشهای کوتاه، طرف را به پذیرفتن گزارههایی وامیدارد که به نظر او بدیهی میآیند.
- نشان دادن تناقض: سقراط نشان میدهد که تعریف نخست با این گزارههای پذیرفتهشده سازگار نیست.
- بازنگری: طرف تعریف خود را اصلاح میکند یا تعریف تازهای میدهد و روند دوباره تکرار میشود.
- حیرت یا آپوریا: بسیاری از این محاورهها بدون رسیدن به تعریف نهایی پایان مییابند. طرفین به «آپوریا»، یعنی بنبست و سرگشتگی، میرسند و دستکم میفهمند که آنچه فکر میکردند میدانند، در واقع نمیدانند.
هدف این روش بررسی باور خود طرف گفتوگوست، نه دفاع از نظریهای آماده، و سقراط معمولاً فقط از مقدماتی استفاده میکند که طرف خودش پذیرفته است. النخوس هم باورها را میآزماید و هم صاحب آنها را، و به همین دلیل برای بسیاری تجربهای ناخوشایند بود. سقراط وانمود میکرد چیزی نمیداند و این رفتار را «آیرونی سقراطی» مینامند؛ پژوهشگران درباره صادقانه بودن این اظهار نادانی اختلاف نظر دارند.
در محاوره «تئایتتوس» سقراط خود را به ماما تشبیه میکند که به دیگران کمک میکند اندیشههایشان را «بزایند» و سپس سلامت آنها را میسنجد. این محاوره از آثار متأخرتر افلاطون است و روشن نیست این تشبیه از خود سقراط باشد.
آگاهی از نادانی
افلاطون در «آپولوژی»، بازسازی دفاعیه سقراط در دادگاه، نقل میکند که دوست سقراط، خایرفون، از پیشگوی دلفی پرسید آیا کسی داناتر از سقراط هست و پاسخ شنید که نیست. سقراط برای فهمیدن معنای این پاسخ سراغ سیاستمداران، شاعران و صنعتگران رفت و دریافت که آنان گمان میکنند چیزهایی را میدانند که نمیدانند، اما او دستکم چنین گمانی ندارد. جمله مشهور «میدانم که هیچ نمیدانم» به این شکل دقیق در آثار افلاطون نیامده و صورت سادهشده همین استدلال است.
دایمونیون یا ندای درونی
سقراط بارها از نشانهای الهی یا ندایی درونی سخن میگفت که آن را «دایمونیون» مینامید. به گزارش افلاطون، این ندا فقط او را از کاری بازمیداشت و هرگز فرمان نمیداد؛ گزنفون آن را راهنمایی برای انجام دادن یا ندادن کارها میداند. این ندا احتمالاً یکی از زمینههای اتهام «وارد کردن خدایان تازه» بود.
زندگی و زمانه سقراط
سقراط تمام عمر خود را در آتن گذراند و جز برای خدمت نظامی بهندرت از شهر بیرون رفت. جوانی او با دوران اوج آتن به رهبری پریکلس همزمان بود؛ دورانی که سوفسطاییانی مانند پروتاگوراس و گرگیاس در ازای پول به جوانان سخنوری میآموختند. سقراط نیز با جوانان بحث میکرد و باورهای رایج را به چالش میکشید، اما پولی نمیگرفت و ادعای آموزگاری نداشت. نیمه دوم زندگی او با جنگ پلوپونزی میان آتن و اسپارت (۴۳۱ تا ۴۰۴ پیش از میلاد) گذشت که با شکست آتن و حکومت کوتاه و خشن «سی جبار» پایان یافت. در سال ۴۰۳ پیش از میلاد دموکراسی بازگشت و عفو عمومی اعلام شد.
سرباز و شهروند
سقراط مانند دیگر مردان آتنی خدمت نظامی میکرد و بهعنوان هوپلیت، یعنی سرباز پیاده سنگیناسلحه، در سه نبرد حضور داشت: محاصره پوتیدایا (۴۳۲ تا ۴۲۹ پیش از میلاد)، نبرد دلیون (۴۲۴ پیش از میلاد) و نبرد آمفیپولیس (۴۲۲ پیش از میلاد). در «ضیافت» افلاطون، آلکیبیادس میگوید سقراط در پوتیدایا جان او را نجات داد، و در «لاخس» از استواری او در عقبنشینی از دلیون سخن رفته است.
سقراط وارد سیاست حرفهای نشد، اما دو بار در برابر قدرت ایستاد. در سال ۴۰۶ پیش از میلاد، در شورای پانصد نفره، با محاکمه دستهجمعی سرداران نبرد آرگینوسای مخالفت کرد، زیرا آن را خلاف قانون میدانست. در دوره سی جبار نیز به او و چهار نفر دیگر دستور دادند لئون سالامیسی را برای اعدام بازداشت کنند؛ به گزارش افلاطون، آن چهار نفر رفتند و سقراط به خانه بازگشت.
سقراط بیشتر وقت خود را در آگورا، یعنی میدان و بازار شهر، و در ورزشگاهها میگذراند و با هر کسی که حاضر به گفتوگو بود بحث میکرد. در فقر میزیست و منابع او را زشترو، با بینی پهن و چشمان برآمده، توصیف کردهاند. گروهی از جوانان ثروتمند شیفته او بودند که برخی بعدها به چهرههای سیاسی جنجالی تبدیل شدند.
محاکمه سقراط
سقراط در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، در حدود هفتادسالگی، به دادگاه کشیده شد. شاکی اصلی ملتوس، شاعری جوان، بود و آنوتوس، سیاستمداری سرشناس در دموکراسی بازگشته، و لوکون، سخنور، از او پشتیبانی میکردند. متن کیفرخواست را دیوگنس لائرتیوس، زندگینامهنویس سده سوم میلادی، نقل کرده است و با گزارش افلاطون و گزنفون همخوانی دارد.
| اتهام | معنای آن | زمینههای احتمالی |
|---|---|---|
| به رسمیت نشناختن خدایانی که شهر به رسمیت میشناسد | نوعی بیدینی یا «آسبئیا»، که در آتن جرم به شمار میرفت | پرسشهای او درباره روایتهای رایج از خدایان، و تصویری که آریستوفانس از او در «ابرها» ساخته بود |
| وارد کردن موجودات الهی تازه | پرستش یا باور به نیروهای الهی که شهر نمیشناخت | سخن گفتن او از دایمونیون یا ندای درونی |
| فاسد کردن جوانان | تأثیر زیانبار بر اخلاق و باورهای جوانان شهر | پیروی جوانان از او و ارتباطش با کسانی مانند آلکیبیادس و کریتیاس |
پیشینه سیاسی محاکمه
بسیاری از مورخان معتقدند زمینه سیاسی در این پرونده نقش مهمی داشت. آلکیبیادس، همنشین مشهور سقراط، در جنگ پلوپونزی به اسپارت پناه برده بود و کریتیاس، همنشین دیگرش، از رهبران سی جبار بود. چون عفو عمومی سال ۴۰۳ پیش از میلاد اجازه محاکمه به خاطر رویدادهای دوره جباران را نمیداد، برخی پژوهشگران اتهامهای دینی را تا حدی پوششی برای بدگمانی سیاسی میدانند و برخی دیگر بر جدی بودن این اتهامها در نگاه آتنیان تأکید میکنند. شواهد برای داوری قطعی کافی نیست.
سقراط در «آپولوژی» میگوید خطرناکتر از شاکیان رسمی، «شاکیان قدیمی» هستند، یعنی شایعههایی که سالها درباره او رواج داشت، و به «ابرها»ی آریستوفانس اشاره میکند که او را طبیعیدانی معلق در هوا نشان میداد که به جوانان میآموزد استدلال ضعیف را قوی جلوه دهند.
روند دادگاه و حکم
- دفاع سقراط: سقراط به جای آوردن همسر و فرزندانش برای برانگیختن ترحم، که کاری رایج بود، از شیوه زندگیاش دفاع کرد و گفت دست از فلسفه نمیکشد.
- رأی به گناهکاری: هیئت منصفه، حدود پانصد نفر، با اختلافی اندک او را گناهکار دانست. سقراط در «آپولوژی» میگوید اگر فقط سی رأی جابهجا میشد، تبرئه میشد. رقم رایج امروزی حدود ۲۸۰ در برابر ۲۲۰ یا ۲۲۱ است.
- پیشنهاد مجازات: پس از محکومیت، هر دو طرف مجازاتی پیشنهاد میکردند. شاکیان مرگ را خواستند. سقراط ابتدا گفت سزاوار آن است که مانند قهرمانان المپیک به خرج شهر غذا بخورد، سپس جریمهای نقدی پیشنهاد داد که دوستانش، از جمله افلاطون و کریتون، ضامن آن شدند.
- حکم مرگ: هیئت منصفه مرگ را برگزید. به روایت دیوگنس لائرتیوس، رأیها به مرگ از رأیهای محکومیت بیشتر بود.
- تأخیر در اجرا: تا بازگشت کشتی مقدسی که هر سال به جزیره دلوس فرستاده میشد، اعدام ممنوع بود؛ از این رو سقراط حدود یک ماه در زندان ماند.
- رد پیشنهاد فرار: در محاوره «کریتون»، کریتون مقدمات فرار را فراهم میکند، اما سقراط نمیپذیرد و زیر پا گذاشتن قوانین شهرش را نادرست میداند.
- مرگ: در «فایدون»، افلاطون روز آخر را روایت میکند: گفتوگو درباره جاودانگی روح، نوشیدن آرام زهر، که در روایت رایج «شوکران» دانسته میشود، و آخرین سخن سقراط درباره خروسی که به آسکلپیوس، خدای شفا، بدهکارند.
به گفته راوی «فایدون»، افلاطون در آن روز بیمار و غایب بود؛ پس روایت او بازسازی ادبی است و برخی پژوهشگران دقت توصیف مرگ آرام را با علائم مسمومیت با شوکران سنجیده و درباره آن بحث کردهاند.
مسئله سقراطی: کدام سقراط واقعی است
چون سقراط چیزی ننوشت، هر آنچه درباره او میدانیم از منابعی با اهداف گوناگون آمده است که تصویرهای یکسانی از او نمیدهند. «مسئله سقراطی» نام همین دشواری است: چگونه از میان این گزارشها به سقراط تاریخی رسید و او را از شخصیتی که نویسندگان ساختهاند، جدا کرد.
| منبع | نسبت با سقراط | تصویری که ارائه میدهد | محدودیت |
|---|---|---|---|
| افلاطون (حدود ۴۲۸ تا ۳۴۸ پ.م) | شاگرد و همنشین جوان او | فیلسوفی ژرفاندیش، استاد پرسش و استدلال، که در محاورههای متأخرتر نظریههای پیچیدهای مانند نظریه مُثُل را بیان میکند | افلاطون خود فیلسوفی بزرگ بود و اندیشههای خود را از زبان سقراط بیان میکرد؛ مرز میان این دو روشن نیست |
| گزنفون (حدود ۴۳۰ تا حدود ۳۵۴ پ.م) | همشهری و همنشین او، سردار و مورخ | مشاوری خردمند و عملگرا که درباره اداره خانه، دوستی و پارسایی توصیههای کاربردی میدهد و به دین رسمی پایبند است | گزنفون بیشتر در پی دفاع از سقراط بود و به دقت فلسفی علاقه کمتری داشت؛ سالها از آتن دور بود |
| آریستوفانس (حدود ۴۵۰ تا حدود ۳۸۶ پ.م) | کمدینویس همعصر او | در «ابرها»، سوفسطایی و طبیعیدانی مسخره که به جوانان فریبکاری در استدلال میآموزد | کمدی است و برای خنداندن تماشاگران اغراق میکند؛ احتمالاً چند چهره روشنفکر را در یک شخصیت جمع کرده است |
| ارسطو (۳۸۴ تا ۳۲۲ پ.م) | شاگرد افلاطون، پس از مرگ سقراط به دنیا آمد | کسی که به اخلاق میپرداخت، در پی تعریفهای کلی بود و از استدلال استقرایی بهره میگرفت، اما مُثُل را جدا از اشیا نمیدانست | شاهد مستقیم نبود و اطلاعاتش را احتمالاً از افلاطون و محیط آکادمی گرفته بود |
دیگر همنشینان سقراط، مانند آنتیستنس و آیسخینس اسفتوسی، هم «گفتوگوهای سقراطی» نوشته بودند که بیشترشان از میان رفتهاند. رواج این گونه ادبی نشان میدهد که نویسندگان در ساختن صحنهها و سخنان سقراط آزادی زیادی داشتند.
رایجترین رویکرد در سده بیستم این بود که محاورههای افلاطون را به سه دوره نخستین، میانه و متأخر تقسیم کنند و محاورههای نخستین، مانند «آپولوژی»، «کریتون» و «لاخس»، را نزدیکتر به سقراط تاریخی بدانند. گرگوری ولاستوس از مدافعان مشهور این دیدگاه بود و به گزارش ارسطو تکیه میکرد. منتقدانی مانند چارلز کان معتقدند ترتیب زمانی محاورهها قطعی نیست و همه آنها آثار ادبی و فلسفی خود افلاطوناند. گروهی دیگر رسیدن به سقراط تاریخی را ناممکن میدانند و پیشنهاد میکنند «سقراط افلاطون» و «سقراط گزنفون» جداگانه بررسی شوند. در این باره اتفاق نظر وجود ندارد.
با این همه، چند نکته در منابع گوناگون تکرار میشود و بیشتر پژوهشگران آنها را به سقراط تاریخی نسبت میدهند: گفتوگوی دائمی با مردم آتن، اظهار ناآگاهی درباره مهمترین پرسشها، تأکید بر پرسشهای اخلاقی، سخن گفتن از دایمونیون، شیوه زندگی ساده، و محاکمه و مرگ در سال ۳۹۹ پیش از میلاد.
افسانه و واقعیت درباره سقراط
شهرت سقراط باعث شده روایتها و جملههای زیادی به او نسبت داده شود که برخی ریشه در منابع کهن دارند و برخی ساخته دورههای بعدیاند. جدول زیر چند باور رایج را با آنچه منابع نشان میدهند، مقایسه میکند.
| باور رایج | آنچه منابع نشان میدهند |
|---|---|
| سقراط گفته است «میدانم که هیچ نمیدانم» | این عبارت دقیق در آثار افلاطون نیست؛ در «آپولوژی» سقراط میگوید گمان نمیکند چیزی را که نمیداند، میداند |
| سقراط استاد افلاطون بود و مدرسه داشت | سقراط مدرسهای نداشت، پولی نمیگرفت و در «آپولوژی» تصریح میکند که آموزگار کسی نبوده است؛ آکادمی را افلاطون سالها پس از مرگ او بنیان گذاشت |
| گزانتیپه زنی بدخلق و ستیزهجو بود | این تصویر بیشتر از حکایتهای گزنفون و روایتهای متأخر برآمده است؛ در «فایدون» افلاطون، او در زندان در کنار سقراط و سوگوار او دیده میشود |
| سقراط در خُم زندگی میکرد | زندگی در خمره در منابع یونانی به دیوگنس کلبی نسبت داده شده است؛ در برخی منابع دوره اسلامی، سقراط با دیوگنس درآمیخته و این ویژگی به او نسبت داده شده است |
گاهشمار زندگی سقراط
تاریخ برخی رویدادها، مانند پرسش خایرفون از پیشگوی دلفی، دانسته نیست و در جدول نیامده است.
| تاریخ (پیش از میلاد) | رویداد |
|---|---|
| حدود ۴۷۰ یا ۴۶۹ | تولد در آلوپکه، حومه آتن |
| ۴۳۲ تا ۴۲۹ | خدمت نظامی در محاصره پوتیدایا |
| ۴۳۱ | آغاز جنگ پلوپونزی میان آتن و اسپارت |
| ۴۲۴ | شرکت در نبرد دلیون |
| ۴۲۳ | اجرای نمایشنامه «ابرها» اثر آریستوفانس با شخصیتی به نام سقراط |
| ۴۲۲ | شرکت در نبرد آمفیپولیس |
| ۴۰۶ | مخالفت در شورای پانصد نفره با محاکمه دستهجمعی سرداران آرگینوسای |
| ۴۰۴ | پایان جنگ با شکست آتن، روی کار آمدن سی جبار و سرپیچی سقراط از دستور بازداشت لئون سالامیسی |
| ۴۰۳ | بازگشت دموکراسی و اعلام عفو عمومی |
| ۳۹۹ | محاکمه، محکومیت و مرگ در زندان آتن |
میراث سقراط
مهمترین مسیر تأثیر سقراط افلاطون بود که او را شخصیت اصلی بیشتر محاورههایش کرد و حدود سال ۳۸۷ پیش از میلاد آکادمی را بنیان گذاشت؛ ارسطو، شاگرد افلاطون، این سنت را ادامه داد. همنشینان دیگر نیز هر یک بخشی از منش او را برجسته کردند: آنتیستنس از پیشگامان مکتب کلبی شمرده میشود، آریستیپوس مکتب کورنایی را بنیان گذاشت و اقلیدس مگارایی مکتب مگارایی را. رواقیان نیز بعدها سقراط را الگوی انسان خردمند میدانستند.
در منابع عربی و فارسی دوره اسلامی نیز سقراط در شمار حکیمان یونان آمده است، هرچند تصویر او در این سنت با روایتهای مربوط به دیوگنس و کلبیان درآمیخته است. امروز «روش سقراطی» در آموزش، از جمله در برخی دانشکدههای حقوق، و «پرسشگری سقراطی» در رواندرمانی شناختی به کار میرود؛ این کاربردها از سقراط الهام گرفتهاند، اما با النخوس محاورههای افلاطون یکی نیستند. محاکمه او نیز همچنان در بحثهای مربوط به رابطه فرد و قانون و آزادی بیان مطرح میشود.
سوالات متداول
سقراط در چه سالی به دنیا آمد و چگونه مرد؟
سقراط حدود سال ۴۷۰ یا ۴۶۹ پیش از میلاد در آتن به دنیا آمد. این تاریخ از آنجا به دست میآید که او در «آپولوژی» هنگام محاکمه در سال ۳۹۹ پیش از میلاد میگوید بیش از هفتاد سال دارد. او در زندان با نوشیدن زهر، که در روایت رایج شوکران است، درگذشت.
چرا سقراط را محاکمه کردند؟
اتهامهای رسمی او به رسمیت نشناختن خدایان شهر، وارد کردن موجودات الهی تازه و فاسد کردن جوانان بود. شایعههای قدیمی و احتمالاً ارتباطش با آلکیبیادس و کریتیاس نیز نقش داشت، اما وزن هر عامل محل بحث است.
روش سقراطی به زبان ساده چیست؟
روش سقراطی شیوهای برای بررسی یک باور از راه پرسش و پاسخ است. پرسشگر از طرف گفتوگو میخواهد مفهومی را تعریف کند، سپس با پرسشهای بعدی نشان میدهد که آن تعریف با دیگر باورهای خود او سازگار نیست. هدف این است که فرد به کاستیهای فهم خود پی ببرد و به جستوجوی تعریف بهتر ادامه دهد.
چرا سقراط از زندان فرار نکرد؟
به روایت افلاطون در محاوره «کریتون»، دوستانش امکان فرار را فراهم کرده بودند، اما سقراط نپذیرفت. استدلال او این بود که با یک عمر زیستن در آتن پذیرفته است از قوانینش پیروی کند و زیر پا گذاشتن آنها، حتی در برابر حکمی ناعادلانه، درست نیست.
مسئله سقراطی یعنی چه؟
مسئله سقراطی به این دشواری اشاره دارد که چون سقراط چیزی ننوشت و منابع گوناگون تصویرهای متفاوتی از او ارائه میدهند، نمیتوان با اطمینان گفت کدام اندیشهها از خود سقراط و کدام از افلاطون یا دیگران است. در این باره هنوز اتفاق نظری وجود ندارد.
جمعبندی
سقراط فیلسوف آتنی بود که حدود ۴۷۰ تا ۳۹۹ پیش از میلاد زیست، چیزی ننوشت و با این حال یکی از اثرگذارترین چهرههای تاریخ فلسفه شد. او توجه فلسفه را به پرسشهای مربوط به زندگی انسان برگرداند و با روش النخوس، یعنی آزمودن باورها از راه پرسش و پاسخ، نشان داد که بسیاری از کسانی که خود را دانا میدانند، از پاسخ دادن به پرسشهای بنیادین ناتواناند. در سال ۳۹۹ پیش از میلاد به اتهام بیدینی و فاسد کردن جوانان به مرگ محکوم شد و فرار را نپذیرفت. چون همه آگاهی ما از راه افلاطون، گزنفون، آریستوفانس و ارسطو رسیده است، شناخت سقراط تاریخی با «مسئله سقراطی» همراه است، اما همه منابع مردی را نشان میدهند که زندگی را به پرسشگری گذراند و برای نجات جانش از آن دست نکشید.


