مجله زندگی‌نامه

زندگی‌نامه آدم‌های سرشناس

فردوسی که بود؟

فردوسی که بود؟

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، شاعر حماسه‌سرای ایرانی در سده چهارم و آغاز سده پنجم هجری، سراینده شاهنامه است. او حدود سال ۳۲۹ قمری (نزدیک به ۹۴۰ میلادی) در روستایی از ناحیه طابران توس در خراسان به دنیا آمد و بیش از سی سال از عمرش را صرف به نظم درآوردن روایت‌های کهن ایرانی کرد. حاصل کار او منظومه‌ای است نزدیک به پنجاه هزار بیت که داستان ایران را از نخستین پادشاه اسطوره‌ای تا فروپاشی ساسانیان و آمدن اعراب روایت می‌کند. اهمیت فردوسی در این است که هم بزرگ‌ترین حماسه زبان فارسی را پدید آورد، هم بخش بزرگی از اسطوره‌ها و تاریخ روایی ایران پیش از اسلام را از فراموشی نجات داد و هم با زبانی استوار و کم‌واژه‌های عربی، به تثبیت فارسی دری به‌عنوان زبان ادبی کمک کرد. سال درگذشت او روشن نیست و منابع بین ۴۱۱ تا ۴۱۶ قمری اختلاف دارند.

فردوسی در یک نگاه

در جدول زیر، مهم‌ترین اطلاعات درباره فردوسی آمده و مواردی که منابع درباره آن‌ها اختلاف دارند، مشخص شده است.

موضوعاطلاعاتمیزان قطعیت
نام و کنیهابوالقاسم فردوسی توسی؛ نام کوچک و نام پدر در منابع به چند صورت آمده و مشهورترین صورت، منصور بن حسن استکنیه و لقب قطعی است، نام کوچک محل اختلاف است
تولدحدود ۳۲۹ قمری، برابر با حدود ۹۴۰ میلادیبا استناد به اشاره‌های خود شاعر به سنش در شاهنامه، تقریبی است
زادگاهروستای باژ (در برخی منابع پاژ) از ناحیه طابران توس، در نزدیکی مشهد امروزیبر پایه روایت نظامی عروضی
طبقه اجتماعیدهقان، یعنی از خاندان‌های زمین‌دار ایرانی که حافظ سنت‌ها و روایت‌های کهن بودندمورد قبول بیشتر منابع
اثر اصلیشاهنامه، در بحر متقاربقطعی
پایان نخستین تحریر شاهنامه۳۸۴ قمریمورد قبول بیشتر پژوهشگران
پایان تحریر نهایی۴۰۰ قمری (حدود ۱۰۱۰ میلادی)بر پایه تصریح خود شاعر در پایان شاهنامه
درگذشتبین ۴۱۱ تا ۴۱۶ قمری (حدود ۱۰۲۰ تا ۱۰۲۵ میلادی)محل اختلاف
آرامگاهتوس، در باغ شخصی خود اوقطعی؛ بنای امروزی در سده چهاردهم خورشیدی ساخته شده است

شاهنامه؛ دستاورد اصلی فردوسی

شاهنامه درباره چیست

شاهنامه تاریخ روایی ایران است، آن‌گونه که ایرانیان پیش از اسلام و سده‌های نخست اسلامی آن را در ذهن داشتند. داستان با کیومرث، نخستین پادشاه در روایت‌های ایرانی، آغاز می‌شود و با کشته شدن یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی، پایان می‌یابد. در این فاصله، ده‌ها پادشاهی روایت می‌شود و در کنار شاهان، پهلوانانی مثل رستم، سهراب، اسفندیار و سیاوش نقش اصلی را دارند. پژوهشگران معمولاً شاهنامه را به سه بخش تقسیم می‌کنند:

بخشگستره روایتویژگی اصلینمونه داستان‌ها
اسطوره‌ایاز کیومرث تا پادشاهی فریدونپیدایش تمدن، کشف آتش، نبرد نیکی و بدی در شکل اسطورههوشنگ و جشن سده، جمشید، ضحاک ماردوش و قیام کاوه آهنگر
پهلوانیاز فریدون و کاوه تا مرگ رستم و روزگار بهمنغلبه نقش پهلوانان بر شاهان، نبردهای ایران و تورانهفت‌خوان رستم، رستم و سهراب، داستان سیاوش، رستم و اسفندیار
تاریخیاز دارا و اسکندر تا یزدگرد سومنزدیک‌تر به تاریخ واقعی، به‌ویژه درباره ساسانیانپادشاهی اردشیر بابکان، بهرام گور، انوشیروان و بزرگمهر، خسرو پرویز

این تقسیم‌بندی از خود فردوسی نیست و مرز بخش‌ها در نظر همه پژوهشگران یکسان نیست، اما نشان می‌دهد که شاهنامه به‌تدریج از اسطوره به سمت تاریخ حرکت می‌کند. در بخش ساسانی، بسیاری از نام‌ها و رویدادها با منابع تاریخی قابل مقایسه‌اند.

منابع فردوسی

یکی از باورهای نادرست رایج این است که فردوسی داستان‌های شاهنامه را خودش ساخته است. واقعیت این است که او روایت‌ها را از منابع پیشین گرفت و آن‌ها را به نظم درآورد. مهم‌ترین منبع او شاهنامه ابومنصوری بود، متنی به نثر فارسی که در سال ۳۴۶ قمری به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، حاکم توس، و با همکاری گروهی از دهقانان و دانایان خراسان گردآوری شد. این متن خود بر پایه خداینامه‌ها، یعنی تاریخ‌های روایی دوره ساسانی به زبان پهلوی، و روایت‌های شفاهی ساخته شده بود. از شاهنامه ابومنصوری امروز جز مقدمه آن چیزی باقی نمانده است.

پیش از فردوسی، شاعری به نام دقیقی توسی کار به نظم درآوردن این روایت‌ها را آغاز کرده بود، اما پس از سرودن حدود هزار بیت درباره پادشاهی گشتاسب و ظهور زرتشت، کشته شد. فردوسی این هزار بیت را با ذکر نام دقیقی در شاهنامه آورد. پژوهشگران بر این باورند که او برخی روایت‌ها را از منابع دیگری هم گرفته است.

کار فردوسی چه بود، اگر داستان‌ها از او نبود

اهمیت فردوسی در شیوه روایت است. او متن نثر خشک و فشرده را به منظومه‌ای زنده تبدیل کرد که در آن شخصیت‌ها گفت‌وگو می‌کنند، تردید دارند، اشتباه می‌کنند و رنج می‌برند. در داستان رستم و سهراب، پدر ناآگاهانه پسرش را می‌کشد و تراژدی نه از بدی یک شخصیت، که از ناآگاهی و تقدیر برمی‌خیزد. در داستان رستم و اسفندیار، هر دو طرف به نوعی حق دارند و خواننده نمی‌تواند یکی را قهرمان مطلق و دیگری را شرور مطلق بداند. این عمق شخصیت‌پردازی در ادبیات حماسی هم‌روزگار کمتر دیده می‌شود.

فردوسی در آغاز و پایان بسیاری از داستان‌ها درباره ناپایداری جهان، خرد و داد تأمل می‌کند و به همین دلیل در سنت ایرانی او را «حکیم» خوانده‌اند. شاهنامه با این بیت آغاز می‌شود که جایگاه خرد را در جهان‌بینی او نشان می‌دهد:

به نام خداوند جان و خرد / کز این برتر اندیشه برنگذرد

و در همان دیباچه، بیتی آمده که از مشهورترین بیت‌های زبان فارسی است:

توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود

زبان و وزن شاهنامه

شاهنامه در بحر متقارب مثمن محذوف (فعولن فعولن فعولن فعل) سروده شده است. این وزن کوتاه و ضرب‌آهنگین برای روایت نبردها و گفت‌وگوها مناسب است و پس از فردوسی، وزن اصلی حماسه‌های فارسی شد. زبان شاهنامه فارسی دری سده چهارم خراسان است و سهم واژه‌های عربی در آن، در مقایسه با بسیاری از متون فارسی بعدی، کم است. با این حال، شاهنامه از واژه عربی خالی نیست و کم بودن این واژه‌ها بیشتر به موضوع کتاب و منابع فارسی و پهلوی آن برمی‌گردد.

شاهنامه چند بیت دارد

عدد رایج درباره شاهنامه «شصت هزار بیت» است و در برخی نسخه‌ها بیتی هم آمده که شمار ابیات را شصت هزار می‌داند. اما تصحیح‌های علمی که بر پایه کهن‌ترین دست‌نویس‌ها انجام شده‌اند، شمار ابیات را کمتر از پنجاه هزار نشان می‌دهند. علت این اختلاف آن است که در طول قرن‌ها، کاتبان و نقالان بیت‌ها و حتی داستان‌های کاملی به شاهنامه افزودند که به آن‌ها «ابیات الحاقی» می‌گویند. هرچه نسخه جدیدتر و کمتر انتقادی باشد، معمولاً ابیات بیشتری دارد.

نسخه یا چاپشمار تقریبی ابیاتتوضیح
تصحیح جلال خالقی مطلق (۸ جلد، ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۶ خورشیدی)حدود ۴۸ هزار بیتدقیق‌ترین تصحیح انتقادی موجود از نگاه بسیاری از پژوهشگران؛ مصحح اصل شاهنامه را بین ۴۸ تا ۴۹ هزار بیت می‌داند
چاپ مسکو (مؤسسه شرق‌شناسی آکادمی علوم شوروی)کمتر از ۵۰ هزار بیتسال‌ها مرجع اصلی پژوهشگران بود و بر مقایسه چند دست‌نویس کهن تکیه دارد
چاپ‌های غیرانتقادی و سنگی و بسیاری از دست‌نویس‌های متأخرگاه بیش از ۵۵ هزار بیتابیات و داستان‌های الحاقی فراوان دارند
عدد مشهور۶۰ هزار بیتعددی گرد که در برخی نسخه‌ها آمده و با متن‌های انتقادی مطابقت ندارد

بنابراین عدد «نزدیک به پنجاه هزار بیت» با پژوهش‌های امروزی سازگارتر از شصت هزار است.

زندگی فردوسی و روزگار او

اطلاعات ما درباره زندگی فردوسی محدود است و از اشاره‌های خود او در شاهنامه و روایت‌های نویسندگان بعدی می‌آید. قدیمی‌ترین روایت مفصل از نظامی عروضی در چهار مقاله است که بیش از یک قرن پس از مرگ فردوسی نوشته شده و باید با احتیاط به آن نگاه کرد.

خاستگاه و خانواده

فردوسی از طبقه دهقانان بود. در آن روزگار، دهقان به معنای کشاورز امروزی نبود، بلکه به زمین‌داران ایرانی‌تبار گفته می‌شد که پس از اسلام هم جایگاه اجتماعی خود را حفظ کرده بودند و روایت‌های کهن ایرانی را نسل به نسل نگه می‌داشتند. نظامی عروضی می‌نویسد که فردوسی در روستای خود ملک و درآمدی داشت و از دیگران بی‌نیاز بود.

از زندگی خانوادگی او اطلاعات اندکی در دست است. خود او در شاهنامه از مرگ پسرش در سی‌وهفت سالگی یاد می‌کند و این سوگ را در زمانی بیان می‌کند که خودش از شصت‌وپنج سالگی گذشته بود. نظامی عروضی هم از دختری یاد می‌کند که پس از مرگ شاعر زنده بود.

روزگار سیاسی

فردوسی در دوره‌ای زندگی کرد که خراسان زیر فرمان سامانیان بود. سامانیان به زبان فارسی و سنت‌های ایرانی توجه داشتند و در دربار آن‌ها شاعرانی مثل رودکی پرورش یافتند. شاهنامه ابومنصوری و کار دقیقی هم در همین فضا پدید آمد. فردوسی کار سرودن شاهنامه را در همین دوره، حدود ۳۶۵ تا ۳۷۰ قمری، آغاز کرد.

در اواخر سده چهارم، سامانیان ضعیف شدند و غزنویان قدرت را در خراسان به دست گرفتند. سلطان محمود غزنوی از ۳۸۸ تا ۳۸۹ قمری فرمانروای خراسان شد. فردوسی نخستین تحریر شاهنامه را در ۳۸۴ قمری، پیش از روی کار آمدن محمود، به پایان رسانده بود. سپس در سال‌های بعد آن را بازنگری کرد، بخش‌هایی را افزود و تحریر نهایی را در ۴۰۰ قمری به نام سلطان محمود کرد.

سال‌های پایانی و درگذشت

سال‌های پایانی عمر فردوسی با پیری، تنگدستی و ناامیدی از پاداشی که انتظار داشت، همراه بود. سال درگذشت او در منابع به دو صورت آمده است: ۴۱۱ قمری و ۴۱۶ قمری. هیچ‌کدام از این دو تاریخ با سند هم‌روزگار تأیید نمی‌شود و پژوهشگران هنوز درباره آن اتفاق نظر ندارند. به همین دلیل، بهتر است گفته شود فردوسی بین سال‌های ۴۱۱ تا ۴۱۶ قمری، یعنی حدود ۱۰۲۰ تا ۱۰۲۵ میلادی، درگذشت.

بنا بر روایت نظامی عروضی، هنگام تشییع پیکر او، یکی از واعظان طابران اجازه نداد او را در گورستان مسلمانان دفن کنند، با این استدلال که او رافضی، یعنی شیعه، بوده است. در نتیجه، فردوسی را در باغ شخصی خودش در توس به خاک سپردند. آرامگاه او امروز در همان محل قرار دارد.

فردوسی و سلطان محمود؛ واقعیت و افسانه

مشهورترین داستان زندگی فردوسی، رابطه او با سلطان محمود غزنوی است. این داستان در فرهنگ عامه ایرانیان بسیار رواج دارد، اما باید دانست که قدیمی‌ترین روایت آن از نظامی عروضی است که حدود ۵۵۰ قمری، یعنی بیش از یک قرن پس از مرگ فردوسی، آن را نوشته است. نظامی عروضی خودش شاهد ماجرا نبود و آن را از دیگران شنیده بود. بنابراین این داستان را باید روایتی نیمه‌افسانه‌ای دانست که احتمالاً هسته‌ای واقعی دارد، اما جزئیاتش تأییدشده نیست.

روایت نظامی عروضی

خلاصه روایت چهار مقاله این است:

  1. فردوسی شاهنامه را به دربار محمود در غزنین برد و محمود وعده پاداشی شایسته داد.
  2. بدخواهان فردوسی در دربار، از جمله با تأکید بر شیعه بودن او، ذهن سلطان را نسبت به او بدبین کردند.
  3. محمود به جای پاداش مورد انتظار، تنها بیست هزار درهم برای او فرستاد.
  4. فردوسی که آزرده شده بود، به گرمابه رفت و این پول را میان گرمابه‌بان و فقاع‌فروش، یعنی فروشنده نوعی نوشیدنی، تقسیم کرد.
  5. او از ترس خشم سلطان، از غزنین به هرات گریخت و مدتی در آنجا پنهان شد. سپس به توس و از آنجا به طبرستان نزد سپهبد شهریار، از فرمانروایان محلی آن منطقه، رفت.
  6. فردوسی در طبرستان هجونامه‌ای در نکوهش محمود سرود. سپهبد شهریار او را قانع کرد که از انتشار آن بگذرد، ابیات هجو را از او خرید و آن‌ها را از میان برد.
  7. سال‌ها بعد، محمود از رفتار خود پشیمان شد و دستور داد نیلی به ارزش شصت هزار دینار با شتران سلطانی برای فردوسی فرستاده شود.
  8. هنگامی که کاروان پاداش از یک دروازه طابران وارد شهر می‌شد، جنازه فردوسی را از دروازه دیگر بیرون می‌بردند.
  9. دختر فردوسی پاداش را نپذیرفت و به دستور سلطان، این پول صرف ساختن رباطی در راه نیشابور و مرو شد.

کدام بخش‌ها تردیدبرانگیز است

پژوهشگران در بسیاری از جزئیات این داستان تردید دارند. صحنه ورود پاداش همزمان با خروج جنازه ساختاری نمادین دارد و به احتمال زیاد پرداخته روایتگران است. مقدار پاداش و نوع سکه در منابع بعدی به شکل‌های گوناگون آمده است. هجونامه‌ای هم که در برخی نسخه‌ها به نام فردوسی آمده، محل بحث جدی است و بسیاری از پژوهشگران بخش بزرگی از آن را الحاقی می‌دانند.

آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که فردوسی تحریر نهایی شاهنامه را به نام محمود کرد و در ابیاتی از شاهنامه از پیری، تنگدستی و ناقدردانی زمانه شکایت می‌کند. همچنین روشن است که شاهنامه با موضوع و روحیه‌اش، یعنی ستایش پادشاهان و پهلوانان ایرانی، با سلیقه دربار غزنوی هماهنگی کامل نداشت. دلایل احتمالی سردی محمود نسبت به فردوسی را پژوهشگران این‌گونه برشمرده‌اند:

  • تفاوت مذهبی: محمود سنی متعصب بود و فردوسی شیعه دانسته می‌شد.
  • موضوع کتاب: شاهنامه ستایش ایران پیش از اسلام بود، در حالی که محمود مشروعیت خود را از خلافت عباسی می‌گرفت.
  • رقابت‌های درباری: شاعران و وزیران دربار غزنین با یکدیگر رقابت داشتند.

این دلایل همگی فرضیه‌اند.

آثار منسوب به فردوسی

تنها اثر مسلم فردوسی شاهنامه است. منظومه‌ای به نام یوسف و زلیخا تا مدت‌ها به او نسبت داده می‌شد، اما پژوهش‌های سده اخیر نشان داده‌اند که این منظومه از شاعری دیگر است و ارتباطی با فردوسی ندارد. انتساب رباعی‌ها و قطعه‌های پراکنده‌ای که در تذکره‌ها به نام او آمده نیز بیشتر ثابت نشده است.

گاه‌شمار زندگی فردوسی

جدول زیر رویدادهای اصلی زندگی فردوسی و روزگار او را نشان می‌دهد. سال‌های قمری معیار اصلی‌اند و سال‌های میلادی تقریبی هستند.

سال قمریسال میلادی تقریبیرویداد
حدود ۳۲۹۹۴۰تولد فردوسی در ناحیه طابران توس
۳۴۶۹۵۷گردآوری شاهنامه ابومنصوری به نثر در توس
حدود ۳۶۵ تا ۳۷۰حدود ۹۷۵ تا ۹۸۰کشته شدن دقیقی پس از سرودن حدود هزار بیت
حدود ۳۶۵ تا ۳۷۰حدود ۹۷۵ تا ۹۸۰آغاز سرودن شاهنامه به دست فردوسی
۳۸۴۹۹۴پایان نخستین تحریر شاهنامه
۳۸۸ تا ۳۸۹۹۹۸ تا ۹۹۹روی کار آمدن سلطان محمود غزنوی در خراسان
حدود ۳۹۴ تا ۳۹۶حدود ۱۰۰۴ تا ۱۰۰۶مرگ پسر فردوسی در ۳۷ سالگی
۴۰۰۱۰۱۰پایان تحریر نهایی شاهنامه و تقدیم آن به نام محمود
۴۱۱ یا ۴۱۶۱۰۲۰ یا ۱۰۲۵درگذشت فردوسی در توس و خاک‌سپاری در باغ خودش
حدود ۵۵۰حدود ۱۱۵۵نگارش چهار مقاله نظامی عروضی و روایت ماجرای فردوسی و محمود
۸۳۳۱۴۳۰پایان کتابت شاهنامه بایسنقری در دربار تیموری هرات
۱۳۱۳ خورشیدی۱۹۳۴برگزاری جشن هزاره فردوسی و گشایش آرامگاه او در توس
۱۳۸۶ خورشیدی۲۰۰۷ثبت شاهنامه بایسنقری در فهرست حافظه جهانی یونسکو

میراث فردوسی

زبان فارسی

فردوسی تنها کسی نبود که به فارسی دری شعر می‌سرود، اما شاهنامه بزرگ‌ترین متن فارسی دوران خود بود و در قرن‌های بعد هم پرخواننده‌ترین کتاب فارسی به شمار می‌رفت. حجم بزرگ این اثر و گستردگی خوانندگانش باعث شد بسیاری از واژه‌ها و ترکیب‌های کهن فارسی حفظ شوند. البته فارسی پیش از فردوسی هم زبان ادبی بود و عوامل دیگری هم در تداوم آن نقش داشتند.

حافظه تاریخی و هویت فرهنگی

بسیاری از داستان‌های ایرانی پیش از اسلام، مثل روایت‌های جمشید، ضحاک، فریدون، سیاوش و رستم، امروز عمدتاً از طریق شاهنامه شناخته می‌شوند. اگر فردوسی این روایت‌ها را به نظم درنمی‌آورد، شاید مانند شاهنامه ابومنصوری از میان می‌رفتند. نام‌های بسیاری از شخصیت‌های آن، مثل رستم، سهراب، تهمینه و منیژه، هنوز در ایران و کشورهای فارسی‌زبان رایج است.

نقالی و نگارگری

نقالان در قهوه‌خانه‌ها داستان‌های شاهنامه را برای مردم روایت می‌کردند و به این ترتیب حتی کسانی که سواد خواندن نداشتند، با رستم و سهراب آشنا بودند. نقالی در سال ۱۳۹۰ خورشیدی در فهرست میراث ناملموس نیازمند پاسداری فوری یونسکو ثبت شد. شاهنامه همچنین از پرتصویرترین کتاب‌های هنر ایران است. شاهنامه بایسنقری که در ۸۳۳ قمری در هرات برای بایسنقر میرزا کتابت شد، امروز در کاخ گلستان تهران نگهداری می‌شود و شاهنامه شاه‌طهماسبی از برجسته‌ترین نمونه‌های نگارگری صفوی است.

ادبیات حماسی و بزرگداشت امروز

پس از فردوسی، منظومه‌هایی مثل گرشاسب‌نامه اسدی توسی و بهمن‌نامه در وزن و سبک شاهنامه سروده شدند و شاهنامه به زبان‌های بسیاری ترجمه شد. در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، به مناسبت هزاره فردوسی، جشنی با حضور ایران‌شناسان ایرانی و خارجی برگزار شد و آرامگاه او در توس گشایش یافت. این بنا در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی بازسازی شد. در تقویم رسمی ایران، ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی است.

سوالات متداول

فردوسی در چه سالی و کجا به دنیا آمد؟

حدود سال ۳۲۹ قمری (حدود ۹۴۰ میلادی) در روستای باژ از ناحیه طابران توس. این تاریخ از اشاره‌های خود شاعر به سنش به دست آمده و تقریبی است.

چرا سال مرگ فردوسی مشخص نیست؟

هیچ سند هم‌روزگاری تاریخ مرگ او را ثبت نکرده است. منابع بعدی دو تاریخ ۴۱۱ و ۴۱۶ قمری را آورده‌اند و پژوهشگران درباره آن اتفاق نظر ندارند.

فردوسی چند سال برای سرودن شاهنامه وقت گذاشت؟

بیش از سی سال. او سرودن را حدود ۳۶۵ تا ۳۷۰ قمری آغاز کرد، نخستین تحریر را در ۳۸۴ قمری به پایان رساند و تحریر نهایی را در ۴۰۰ قمری کامل کرد.

شاهنامه چند بیت دارد؟

بسته به نسخه، از حدود ۴۸ هزار تا بیش از ۵۵ هزار بیت. تصحیح‌های انتقادی کمتر از پنجاه هزار بیت دارند و عدد مشهور شصت هزار، عددی گرد است.

آیا داستان فردوسی و سلطان محمود واقعی است؟

هسته داستان، یعنی ناخرسندی فردوسی از پاداشی که انتظار داشت، احتمالاً واقعی است. اما جزئیاتی مانند تقسیم پول در گرمابه و رسیدن پاداش همزمان با تشییع جنازه، از روایت نظامی عروضی آمده که بیش از یک قرن بعد نوشته شده و بخش‌هایی از آن افسانه‌ای به نظر می‌رسد.

آرامگاه فردوسی کجاست؟

در توس، نزدیک مشهد، در همان باغی که او را در آن به خاک سپردند. بنای آرامگاه در ۱۳۱۳ خورشیدی گشایش یافت.

جمع‌بندی

فردوسی شاعر حماسه‌سرای ایرانی بود که حدود ۳۲۹ قمری در توس به دنیا آمد و بین ۴۱۱ تا ۴۱۶ قمری در همان‌جا درگذشت. او با تکیه بر شاهنامه ابومنصوری و روایت‌های کهن، بیش از سی سال روی شاهنامه کار کرد و منظومه‌ای نزدیک به پنجاه هزار بیت پدید آورد که داستان ایران را از کیومرث تا یزدگرد سوم روایت می‌کند. دستاورد او نه ساختن داستان‌ها، که زنده کردن آن‌ها با زبانی استوار و شخصیت‌پردازی عمیق بود. ماجرای مشهور او با سلطان محمود، که از چهار مقاله نظامی عروضی آمده، هسته‌ای احتمالاً واقعی و جزئیاتی نیمه‌افسانه‌ای دارد. میراث فردوسی در زبان فارسی، حافظه تاریخی ایرانیان، نقالی، نگارگری و ادبیات حماسی پس از او همچنان دیده می‌شود.