فیثاغورس که بود؟

فیثاغورس اهل جزیره ساموس یونان بود و تقریباً از حدود ۵۷۰ تا حدود ۴۹۵ پیش از میلاد زندگی کرد. او حدود سال ۵۳۰ پیش از میلاد به شهر کروتون در جنوب ایتالیا رفت و در آنجا جماعتی با قواعد زندگی مشترک بنا گذاشت. اهمیت او در این است که یکی از نخستین کسانی بود که جهان را با عدد و نسبت فهمیدند، هرچند بخش زیادی از این اندیشهها کار شاگردان و پیروان بعدی اوست. بیشتر آنچه درباره او شنیدهایم نامطمئن یا افسانهای است و باید سه نکته را از همان ابتدا روشن گفت. نخست، فیثاغورس هیچ نوشتهای از خود به جا نگذاشت. دوم، رابطهای که امروز «قضیه فیثاغورس» نام دارد بیش از هزار سال پیش از او در بابل شناخته شده بود و معلوم نیست خود او آن را اثبات کرده باشد. سوم، «مکتب فیثاغوری» با شخص فیثاغورس یکی نیست. آنچه با اطمینان بیشتری میدانیم این است که او آموزگار جاودانگی و انتقال روح بود، شیوهای سختگیرانه از زندگی را پایه گذاشت و در زمان خودش مشهور بود.
چرا درباره فیثاغورس اینقدر ابهام وجود دارد
مشکل اصلی در شناخت فیثاغورس، منابع است. او چیزی ننوشت، یا دستکم هیچ نوشتهای از او باقی نماند و منابع باستانی هم نوشته معتبری به او نسبت نمیدهند. آموزههای جماعت او نیز در آغاز بهصورت شفاهی و با نوعی رازداری منتقل میشد. نتیجه این است که تقریباً همه اطلاعات ما از دیگران است و هرچه منبع از زمان او دورتر باشد، روایت پرشاخوبرگتر و معجزهآمیزتر میشود.
زندگینامههای کامل او، یعنی نوشتههای دیوگنس لائرتیوس، فرفوریوس و یامبلیخوس، حدود هشتصد سال پس از مرگش نوشته شدهاند، در دورهای که فیثاغورس به قدیسی نیمهالهی تبدیل شده بود. به همین دلیل، پژوهشگران به منابع کهنتر و پراکنده تکیه میکنند.
| منبع | زمان تقریبی | فاصله از فیثاغورس | چه چیزی به ما میگوید |
|---|---|---|---|
| کسنوفانس، شاعر و فیلسوف | قرن ششم و پنجم پیش از میلاد | همروزگار او | فیثاغورس را به خاطر باور به انتقال روح مسخره میکند؛ کهنترین گواه برای این آموزه |
| هراکلیتوس | حدود ۵۰۰ پیش از میلاد | کمی بعد | او را به داشتن دانستههای فراوان بدون فهم عمیق متهم میکند؛ نشان میدهد فیثاغورس مشهور بوده است |
| هرودوت، مورخ | قرن پنجم پیش از میلاد | چند دهه بعد | از او بهعنوان حکیمی سرشناس یاد میکند و او را با آموزه جاودانگی روح پیوند میدهد |
| افلاطون | قرن چهارم پیش از میلاد | حدود یک قرن و نیم | تنها یک بار نام او را میبرد، بهعنوان بنیانگذار یک «شیوه زندگی» که پیروانش هنوز آن را دنبال میکردند |
| ارسطو | قرن چهارم پیش از میلاد | حدود یک قرن و نیم | بیشتر از «بهاصطلاح فیثاغوریان» سخن میگوید تا از خود فیثاغورس؛ مهمترین منبع برای فلسفه عددی آنان |
| دیوگنس لائرتیوس، فرفوریوس، یامبلیخوس | قرن سوم و چهارم میلادی | حدود هشت قرن | زندگینامههای کامل، سرشار از معجزه و روایتهای متأخر |
در قرن بیستم، والتر بورکرت در کتاب «دانش و افسانه در فیثاغوریگری باستان» استدلال کرد که فیثاغورس تاریخی بیشتر آموزگاری دینی و اخلاقی بوده تا ریاضیدان، و نسبت دادن کشفهای ریاضی به او کار نسلهای بعد است. پژوهشگرانی مثل لئونید ژمود در سالهای بعد از سهم علمی بیشتری برای او دفاع کردهاند. این بحث هنوز ادامه دارد و پاسخ قطعی ندارد.
اندیشهها و دستاوردهای منسوب به فیثاغورس
بعضی از آموزههای منسوب به فیثاغورس گواه کهن و محکم دارند و بعضی فقط در منابع دیرتر آمدهاند. در ادامه، مهمترین آنها را همراه با میزان اطمینان به هرکدام توضیح میدهیم.
جاودانگی روح و انتقال آن به بدنهای دیگر
مطمئنترین آموزهای که میتوان به خود فیثاغورس نسبت داد، باور به انتقال روح است که در فارسی گاهی «تناسخ» گفته میشود. بر پایه این باور، روح انسان پس از مرگ از میان نمیرود و در بدن دیگری، حتی در بدن جانوران، دوباره زندگی میکند. کسنوفانس، که همروزگار او بود، داستانی طنزآمیز نقل میکند که در آن فیثاغورس از کتک خوردن تولهسگی جلوگیری میکند، چون در صدای او صدای روح دوستی را شناخته است. این شعر طنز است، اما نشان میدهد مردم زمانه او را با این باور میشناختند.
این آموزه نتیجه عملی هم داشت. اگر روح انسان ممکن است در جانوری باشد، خوردن گوشت پرسشی اخلاقی میشود و زندگی پرهیزگار راهی برای بهتر کردن سرنوشت روح است. این پیوند میان باور درباره روح و شیوه زندگی، هسته آن چیزی است که افلاطون «شیوه زندگی فیثاغوری» نامید.
عدد بهعنوان کلید فهم جهان
جمله معروف «همه چیز عدد است» معمولاً به فیثاغورس نسبت داده میشود، اما ارسطو این دیدگاه را به «فیثاغوریان» نسبت میدهد و نه مستقیماً به خود او. منظور این دیدگاه آن بود که نظم جهان را میتوان با عددها و نسبتها توضیح داد. برای یونانیان آن زمان، عدد فقط ابزار شمردن نبود و هر عدد ویژگی و معنایی داشت.
یکی از نمادهای مهم فیثاغوریان «تتراکتیس» بود: مثلثی از ده نقطه که در چهار ردیف یک، دو، سه و چهار نقطهای چیده میشد. جمع این چهار عدد ده میشود و ده برای آنان عددی کامل بود. ارسطو همچنین فهرستی از ده جفت متضاد را از فیثاغوریان نقل میکند، از جمله محدود و نامحدود، فرد و زوج، یک و بسیار، راست و چپ، و روشنایی و تاریکی. به باور آنان، جهان از ترکیب این اضداد ساخته شده است.
این فکر که پدیدههای طبیعی را میتوان با روابط ریاضی بیان کرد، بعدها به یکی از پایههای علم تبدیل شد، هرچند فاصله عددشناسی نمادین فیثاغوریان با فیزیک ریاضی امروز بسیار زیاد است.
موسیقی و نسبتهای عددی
یکی از پایدارترین میراثهای سنت فیثاغوری، پیوند میان موسیقی و عدد است. اگر یک سیم را بکشید و بنوازید و سپس نصف همان سیم را با همان کشش بنوازید، صدای دوم یک «اکتاو» بالاتر شنیده میشود. نسبت طول دو سیم در این حالت ۲ به ۱ است. به همین ترتیب، فاصله «پنجم» با نسبت ۳ به ۲ و فاصله «چهارم» با نسبت ۴ به ۳ به دست میآید. نکته جالب برای فیثاغوریان این بود که خوشآهنگترین فاصلهها با نسبت عددهای ۱ تا ۴ ساخته میشوند، یعنی همان عددهای تتراکتیس.
| فاصله موسیقایی | نسبت طول سیم | توضیح ساده |
|---|---|---|
| همصدا | ۱ به ۱ | دو سیم هماندازه، یک صدا |
| اکتاو | ۲ به ۱ | نصف سیم، صدایی همنام ولی زیرتر |
| پنجم | ۳ به ۲ | دو سوم سیم، یکی از هماهنگترین فاصلهها |
| چهارم | ۴ به ۳ | سه چهارم سیم |
درباره اینکه این نسبتها را چه کسی کشف کرد، اطمینانی نیست. داستان نیکوماخوس، نویسنده قرن دوم میلادی، که فیثاغورس با شنیدن صدای پتکهای آهنگران به این نسبتها پی برد، از نظر فیزیکی درست نیست، چون صدای پتک با وزن آن چنین رابطه سادهای ندارد. آنچه بهطور مستند از فیثاغوریان مانده، کار کسانی مثل فیلولائوس و آرخوتاس در قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد است. ایده «هماهنگی افلاک»، یعنی این فکر که حرکت سیارهها نیز از نسبتهای موسیقایی پیروی میکند، از همین سنت برخاست.
قضیه فیثاغورس و مسئله اثبات آن
قضیه فیثاغورس میگوید در هر مثلث قائمالزاویه، مربع طول وتر، یعنی ضلع روبهروی زاویه قائمه، برابر است با مجموع مربعهای دو ضلع دیگر. اگر دو ضلع کوتاهتر a و b و وتر c باشد، رابطه به شکل a² + b² = c² نوشته میشود. سادهترین مثال، مثلثی با ضلعهای ۳ و ۴ و ۵ است: ۹ بهعلاوه ۱۶ برابر ۲۵ میشود. این رابطه در ساختمانسازی و محاسبه فاصله کاربرد روزمره دارد.
اما این رابطه بسیار پیش از فیثاغورس شناخته شده بود. لوح گلی «پلیمپتون ۳۲۲» از دوره بابل کهن، که قدمت آن به حدود ۱۸۰۰ پیش از میلاد میرسد، جدولی از عددهایی دارد که با سهتاییهای فیثاغوری مرتبطاند. برای نمونه، در نخستین ردیف آن عددهای ۱۱۹ و ۱۶۹ آمده که همراه با ۱۲۰ یک مثلث قائمالزاویه میسازند. لوح دیگری از همان دوره، شناختهشده با نام «YBC 7289»، قطر مربع را با تقریبی بسیار دقیق از جذر ۲ محاسبه کرده است. یعنی ریاضیدانان بابلی حدود دوازده قرن پیش از فیثاغورس این رابطه را میشناختند و از آن استفاده میکردند. متنهای کهن هندی، بهویژه «شولبهسوترهها»، و متنهای چینی هم این رابطه را میشناسند، هرچند تاریخ دقیق آنها محل بحث است.
پس پرسش واقعی این است که آیا فیثاغورس نخستین اثبات کلی این قضیه را ارائه کرد یا نه. پاسخ این است که نمیدانیم. کهنترین منابعی که قضیه را به او نسبت میدهند قرنها پس از او نوشته شدهاند. داستان قربانی کردن گاو پس از کشف قضیه در منابع دیر آمده و حتی سیسرون در آن تردید داشت، چون فیثاغوریان به پرهیز از قربانی خونین شهرت داشتند. پروکلوس، شارح قرن پنجم میلادی، هم این انتساب را فقط از زبان دیگران نقل میکند. اقلیدس در کتاب «اصول»، که حدود ۳۰۰ پیش از میلاد نوشته شد، این قضیه را اثبات میکند اما نامی از فیثاغورس نمیبرد. بنابراین نام «قضیه فیثاغورس» یک برچسب سنتی است و گواه تاریخی کشف یا اثبات آن توسط او نیست.
شیوه زندگی و قواعد رفتاری
جماعت کروتون بیشتر گروهی دینی و اخلاقی بود تا مدرسهای به معنای امروزی. اعضا قواعدی به نام «آکوسماتا»، یعنی «شنیدهها»، را رعایت میکردند. این قواعد کوتاه و گاه رازآلود بودند، مثل پرهیز از خوردن باقلا یا به هم نزدن آتش با کارد، و معنای بسیاری از آنها حتی برای نویسندگان باستان روشن نبود.
درباره گیاهخواری فیثاغورس، منابع ناهماهنگاند. بعضی میگویند او گوشت را کاملاً منع کرد و بعضی فقط از منع برخی جانوران خبر میدهند. با این حال، آوازه او آنقدر ماندگار بود که در اروپا تا قرن نوزدهم رژیم بدون گوشت را «رژیم فیثاغوری» مینامیدند.
فیثاغورس و مکتب فیثاغوری دو چیز جدا هستند
خطای رایج این است که هر اندیشه فیثاغوری را به خود او نسبت دهیم. «فیثاغوریان» گروهی از فیلسوفان و ریاضیدانان بودند که در طول چند نسل، از قرن پنجم پیش از میلاد به بعد، خود را پیرو او میدانستند. آنان کارهای خود را به احترام به استاد نسبت میدادند و این عادت، مرز میان سهم فیثاغورس و سهم پیروانش را تقریباً ناپدید کرده است.
بر پایه گزارشهای باستانی، پس از فیثاغورس پیروانش به دو گروه تقسیم شدند. «آکوسماتیکوی» یا «شنوندگان» بیشتر به قواعد زندگی و آیینها پایبند بودند. «ماتماتیکوی» یا «دانشآموختگان» به پژوهش در عدد، هندسه، موسیقی و نجوم میپرداختند. هر گروه خود را پیرو راستین استاد میدانست. پس حتی در دوران باستان روشن نبود میراث اصلی او دین است یا دانش.
چند چهره مهم این مکتب را باید از خود فیثاغورس جدا شناخت:
- هیپاسوس: از فیثاغوریان اوایل قرن پنجم پیش از میلاد که کشف کمیتهای گنگ، یعنی اندازههایی که با نسبت دو عدد صحیح بیان نمیشوند، گاه به او نسبت داده میشود. داستان غرق شدن او به کیفر فاش کردن این راز افسانه است و گواه معتبری ندارد.
- فیلولائوس: از حدود ۴۷۰ تا حدود ۳۸۵ پیش از میلاد. نخستین فیثاغوری که کتاب نوشت و بخشهایی از آن باقی مانده است. او جهان را ترکیبی از «محدودکنندهها» و «نامحدودها» میدانست و الگویی از کیهان پیشنهاد کرد که در آن زمین ثابت نیست و گرد یک «آتش مرکزی» میچرخد.
- آرخوتاس: اهل تارنتوم در جنوب ایتالیا و همروزگار و دوست افلاطون در قرن چهارم پیش از میلاد. هم سیاستمدار بود و هم ریاضیدان و در نظریه موسیقی و مسئله دو برابر کردن مکعب کار کرد.
بیشتر آنچه ارسطو درباره فلسفه عددی فیثاغوری گزارش میکند، احتمالاً به فیلولائوس و همنسلان او برمیگردد و نه به خود فیثاغورس.
زندگی و زمانه فیثاغورس
با وجود همه ابهامها، طرح کلی زندگی فیثاغورس را میتوان با اطمینان نسبی ترسیم کرد. او در ساموس، جزیرهای در شرق دریای اژه و نزدیک ساحل آسیای صغیر، به دنیا آمد. منابع نام پدرش را منسارخوس ذکر میکنند. ساموس شهری ثروتمند و بازرگانی بود و از حدود ۵۳۵ پیش از میلاد زیر حکومت پولوکراتس، فرمانروایی خودکامه، قرار گرفت. بر پایه روایتها، فیثاغورس با این حکومت کنار نیامد و از ساموس مهاجرت کرد.
او حدود ۵۳۰ پیش از میلاد به کروتون رسید، شهری یونانینشین در منطقهای که امروز جنوب ایتالیاست و یونانیان آن را «یونان بزرگ» مینامیدند. فیثاغورس در کروتون نفوذ زیادی پیدا کرد و جماعت او در سیاست شهر نیز نقش داشت. همین نفوذ سیاسی سرانجام دشمنی برانگیخت. روایتها از شورشی به رهبری مردی به نام کولون علیه فیثاغوریان خبر میدهند. فیثاغورس از کروتون به شهر متاپونتیون رفت و بیشتر منابع میگویند در همانجا درگذشت. درباره چگونگی مرگش روایتهای ناسازگاری وجود دارد، از سوختن در خانهای که به آتش کشیده شد تا گرسنگی در معبد، و هیچکدام قطعی نیست.
حدود نیمه قرن پنجم پیش از میلاد، محل گردهمایی فیثاغوریان در کروتون به آتش کشیده شد و اعضای باقیمانده پراکنده شدند. برخی به سرزمین اصلی یونان رفتند و از این راه اندیشههای فیثاغوری به آتن رسید.
افسانه یا واقعیت
بخش بزرگی از تصویر عمومی فیثاغورس ساخته زندگینامهنویسان متأخر است. جدول زیر برخی از روایتهای رایج را با وضعیت گواه تاریخی آنها مقایسه میکند.
| روایت رایج | وضعیت گواه |
|---|---|
| فیثاغورس قضیه فیثاغورس را کشف کرد | نادرست؛ رابطه در بابل حدود دوازده قرن پیش از او شناخته بود |
| فیثاغورس نخستین اثبات قضیه را ارائه کرد | نامعلوم؛ انتساب در منابع دیر آمده و گواه همروزگار ندارد |
| فیثاغورس به انتقال روح باور داشت | مستند؛ کسنوفانس و هرودوت گواهی میدهند |
| او کتابهایی در ریاضی و فلسفه نوشت | نادرست؛ نوشتهای از او نمانده و متنهای منسوب به او جعلی و متأخرند |
| او در مصر، بابل و نزد مغان ایرانی درس خواند | نامطمئن؛ سفر به مصر در منابع نسبتاً کهن آمده، باقی بیشتر روایتهای متأخر است |
| او ران زرین داشت و همزمان در دو شهر دیده شد | افسانه؛ بخشی از روایتهای معجزهآمیز پس از مرگ او |
| او واژه «فیلسوف» را ساخت | نامطمئن؛ داستانی متأخر که بسیاری از پژوهشگران آن را ساختگی میدانند |
| هیپاسوس به خاطر فاش کردن عددهای گنگ غرق شد | افسانه؛ گواه معتبری ندارد |
| او جماعتی با قواعد زندگی سختگیرانه در کروتون ساخت | مستند در کلیات؛ جزئیات قواعد بیشتر از منابع بعدی است |
گاهشمار زندگی فیثاغورس و مکتب او
همه تاریخهای زیر تقریبی هستند و در منابع مختلف چند سال تفاوت دارند.
| زمان تقریبی | رویداد |
|---|---|
| حدود ۱۸۰۰ پیش از میلاد | لوح پلیمپتون ۳۲۲ در بابل؛ آشنایی با سهتاییهای فیثاغوری |
| حدود ۵۷۰ پیش از میلاد | تولد فیثاغورس در ساموس |
| حدود ۵۳۵ پیش از میلاد | آغاز حکومت پولوکراتس بر ساموس |
| حدود ۵۳۰ پیش از میلاد | مهاجرت به کروتون و بنای جماعت فیثاغوری |
| اواخر قرن ششم پیش از میلاد | شورش علیه فیثاغوریان در کروتون و رفتن فیثاغورس به متاپونتیون |
| حدود ۴۹۵ پیش از میلاد | مرگ فیثاغورس، به احتمال زیاد در متاپونتیون |
| حدود نیمه قرن پنجم پیش از میلاد | سوزاندن محل گردهمایی فیثاغوریان و پراکنده شدن آنان |
| اواخر قرن پنجم پیش از میلاد | کتاب فیلولائوس، نخستین نوشته فیثاغوری |
| قرن چهارم پیش از میلاد | آرخوتاس در تارنتوم؛ تأثیر فیثاغوری بر افلاطون؛ گزارشهای ارسطو |
| حدود ۳۰۰ پیش از میلاد | اثبات قضیه در «اصول» اقلیدس بدون ذکر نام فیثاغورس |
| قرن اول پیش از میلاد به بعد | پیدایش جریان «نوفیثاغوری» و رشد روایتهای افسانهای |
| قرن سوم و چهارم میلادی | زندگینامههای دیوگنس لائرتیوس، فرفوریوس و یامبلیخوس |
میراث فیثاغورس
میراث فیثاغورس را باید در دو سطح دید: میراث خود او و میراث سنتی که به نامش شکل گرفت. از خود او دستکم دو چیز بهطور مستند ماند. یکی باور به جاودانگی و انتقال روح که بر اندیشه یونانی اثر گذاشت. دیگری الگوی جماعتی که زندگی فکری و اخلاقی را با هم پیوند میداد.
سنت فیثاغوری اثری گستردهتر داشت. افلاطون در رسالههایی مثل «فایدون» و «تیمائوس» از اندیشههای فیثاغوری درباره روح و ساختار ریاضی جهان بهره گرفت و از طریق او این اندیشهها به فلسفه قرون بعد رسید. در جهان اسلام، نام فیثاغورس در کتابهای تاریخ حکما آمده و گرایش به فلسفه عدد در آثاری مثل «رسائل اخوانالصفا» دیده میشود. نام فارسی «فیثاغورس» نیز از صورت عربی نام او گرفته شده است.
در آغاز علم جدید هم این سنت حضور داشت. کوپرنیک در مقدمه کتاب خود درباره حرکت زمین، از فیثاغوریانی مثل فیلولائوس یاد کرد که زمین را ثابت نمیدانستند. یوهانس کپلر در کتاب «هماهنگی جهان» در سال ۱۶۱۹ حرکت سیارهها را با نسبتهای موسیقایی مقایسه کرد و در همین کتاب قانون سوم خود را بیان کرد.
سوالات متداول
آیا فیثاغورس قضیه فیثاغورس را کشف کرد؟
نه. این رابطه حدود دوازده قرن پیش از او در بابل شناخته شده بود و در متنهای کهن هندی و چینی هم آمده است. تنها پرسش باز این است که آیا او یا پیروانش نخستین اثبات کلی آن را ارائه کردند، و منابع برای پاسخ دادن به این پرسش کافی نیستند.
چرا هیچ نوشتهای از فیثاغورس باقی نمانده است؟
به احتمال زیاد او اصلاً چیزی ننوشت و آموزههایش را شفاهی و با رازداری منتقل میکرد. نخستین نوشته فیثاغوری، کتاب فیلولائوس، دهها سال پس از مرگ او نوشته شد و متنهایی که بعدها به نام خود فیثاغورس پخش شدند، ساختگیاند.
فرق فیثاغورس با فیثاغوریان چیست؟
فیثاغورس بنیانگذار جماعت در کروتون بود. فیثاغوریان پیروان او در چند نسل بعد بودند که بسیاری از اندیشههای عددی، موسیقایی و نجومی را پروراندند و به احترام به استاد به او نسبت دادند. بیشتر دیدگاههایی که ارسطو گزارش میکند، مربوط به همین پیروان است.
چرا فیثاغورس باقلا نمیخورد؟
دلیل این قاعده مشهور روشن نیست. نویسندگان باستان توضیحهای گوناگونی، از پیوند باقلا با روح و مرگ تا دلایل نمادین، آوردهاند و هیچکدام قطعی نیست. حتی معلوم نیست این قاعده از خود فیثاغورس باشد.
مهمترین چیزی که با اطمینان درباره فیثاغورس میدانیم چیست؟
اینکه اهل ساموس بود، به کروتون مهاجرت کرد و در آنجا جماعتی با قواعد زندگی مشترک ساخت، به جاودانگی و انتقال روح باور داشت و در زمان خود شهرت زیادی پیدا کرد. همروزگارانش، مثل کسنوفانس و هراکلیتوس، از او نام بردهاند و همین نشان میدهد که شخصیتی واقعی و تأثیرگذار بوده است.
جمعبندی
فیثاغورس اهل ساموس بود، در قرن ششم پیش از میلاد زندگی کرد و در کروتون جماعتی دینی و اخلاقی بنا گذاشت. آنچه با اطمینان از او میدانیم محدود است: باور به جاودانگی و انتقال روح، شیوه زندگی سختگیرانه و شهرتی که همروزگارانش گواه آناند. او هیچ نوشتهای به جا نگذاشت. قضیهای که نام او را دارد بیش از هزار سال پیشتر در بابل شناخته شده بود و معلوم نیست او آن را اثبات کرده باشد. بخش بزرگی از فلسفه عدد و نظریه موسیقی که به نام او شناخته میشود، کار فیثاغوریان نسلهای بعد مثل فیلولائوس و آرخوتاس است. با این همه، سنتی که به نام او شکل گرفت، از افلاطون تا کپلر، این فکر را زنده نگه داشت که نظم جهان را میتوان با عدد و نسبت فهمید.


