کریستف کلمب که بود؟

کریستف کلمب (حدود ۱۴۵۱ تا ۱۵۰۶ میلادی) دریانوردی اهل جنوا در ایتالیای امروزی بود که با حمایت فردیناند و ایزابلا، پادشاه و ملکه اسپانیا، در سال ۱۴۹۲ از اقیانوس اطلس به سمت غرب گذشت و به جزایر کارائیب رسید. او قصد داشت از راه غرب به آسیا برسد و تا پایان عمر اصرار داشت که به حاشیه آسیا رسیده است. کلمب نخستین اروپایی نبود که به آمریکا رسید، چون نورسها یا همان وایکینگها حدود پانصد سال پیش از او به شمال این قاره رسیده بودند. اهمیت او در این است که سفرهایش ارتباطی دائمی میان اروپا و قاره آمریکا برقرار کرد و آغاز استعمار اروپایی در این قاره، تبادل گسترده گیاهان و جانوران و بیماریها، و فاجعهای جمعیتی برای بومیان را رقم زد. به همین دلیل، کلمب امروز هم دریانوردی جسور شمرده میشود و هم چهرهای بحثبرانگیز.
کلمب دقیقاً چه کرد و چرا مهم است
اروپاییان قرن پانزدهم آسیا را سرزمین ادویه، ابریشم و طلا میدانستند، اما راههای زمینی به آن طولانی و پرهزینه بود و پرتغالیها در پی راهی دریایی به دور آفریقا بودند. پیشنهاد کلمب این بود که مستقیم به سمت غرب برود و از آن طرف کره زمین به آسیا برسد. این ایده از نظر منطقی درست بود، چون زمین کروی است. مشکل در محاسبه فاصله بود. اگر قاره آمریکا بر سر راه نبود، کشتیهای او با آذوقهای که داشتند هرگز به آسیا نمیرسیدند. پس موفقیت او تا حد زیادی حاصل یک اشتباه محاسباتی و یک اتفاق جغرافیایی بود.
- گذر موفق و بازگشت: او در مسیر رفت از بادهای شرقی عرضهای جنوبیتر و در بازگشت از بادهای غربی عرضهای شمالیتر استفاده کرد. این الگو تا قرنها مسیر اصلی کشتیهای بادبانی میان اروپا و کارائیب ماند.
- ارتباط پایدار: خبر سفر او بهسرعت در اروپا منتشر شد و موجی از سفرها و استعمار را به دنبال داشت که اقتصاد، جمعیت و محیطزیست هر دو سوی اطلس را دگرگون کرد.
افسانه زمین تخت و بحث واقعی درباره اندازه زمین
یکی از رایجترین باورهای نادرست این است که مردم زمانه کلمب زمین را صاف میدانستند و او ثابت کرد که زمین گرد است. دانشمندان یونان باستان کروی بودن زمین را پذیرفته بودند و اراتوستن در قرن سوم پیش از میلاد محیط آن را با دقتی قابل توجه تخمین زده بود. در قرون وسطی نیز دانشمندان مسلمان و اروپایی کروی بودن زمین را امری پذیرفته میدانستند.
بحث واقعی بر سر اندازه زمین و وسعت آسیا بود. هیئتی که در کاستیا طرح کلمب را بررسی کرد، آن را رد کرد، از جمله به این دلیل که فاصله تا آسیا را بسیار بیشتر از برآورد او میدانست و حق با منتقدان بود. کلمب چند انتخاب خطا را کنار هم گذاشته بود:
- او از برآورد احمد فرغانی، اخترشناس قرن نهم میلادی اهل فرغانه، برای طول یک درجه روی زمین استفاده کرد، اما واحد میل را میل رومی کوتاهتر فرض کرد، در حالی که فرغانی با میل عربی بلندتر حساب کرده بود. نتیجه این شد که زمین را حدود یکچهارم کوچکتر از واقع تصور کرد.
- او وسعت خشکی آسیا به سمت شرق را بیش از حد بزرگ گرفت و در نتیجه فاصله دریایی میان اروپا و آسیا را باز هم کوتاهتر فرض کرد.
- او ژاپن را بسیار دورتر از ساحل آسیا در شرق قرار داد، بر اساس گزارشهای مارکوپولو، و این هم فاصله را کوتاهتر نشان میداد.
حاصل این محاسبات آن بود که کلمب فاصله جزایر قناری تا ژاپن را کمتر از یکچهارم فاصله واقعی میپنداشت. افسانه زمین تخت عمدتاً در قرن نوزدهم رواج یافت و یکی از منابع مهم آن زندگینامهای بود که واشنگتن ایروینگ، نویسنده آمریکایی، در سال ۱۸۲۸ درباره کلمب نوشت و در آن صحنههایی خیالی از مخالفت روحانیون با گرد بودن زمین را به تصویر کشید.
| باور رایج | واقعیت تاریخی |
|---|---|
| مردم زمان کلمب فکر میکردند زمین صاف است. | اهل علم در اروپا کروی بودن زمین را از دوران باستان میدانستند. بحث بر سر اندازه زمین بود. |
| کلمب نخستین اروپایی بود که به آمریکا رسید. | نورسها حدود سال ۱۰۰۰ میلادی به نیوفاندلند رسیده بودند و بومیان آمریکا هزاران سال پیش از هر دو در این قاره زندگی میکردند. |
| کلمب فهمید که قارهای تازه یافته است. | او تا پایان عمر بهطور کلی بر این باور ماند که به آسیا یا جزایر نزدیک آن رسیده است. |
| ملکه ایزابلا جواهراتش را برای هزینه سفر گرو گذاشت. | این داستان پشتوانه معتبری ندارد. هزینه سفر از منابع دربار، وامدهندگان و سرمایهگذاران خصوصی تأمین شد. |
| قاره آمریکا به نام کلمب نامگذاری شد. | نام آمریکا از آمریگو وسپوچی گرفته شد و نخستین بار در نقشهای در سال ۱۵۰۷ به کار رفت. |
نورسها پیش از کلمب به آمریکا رسیده بودند
حماسههای ایسلندی از سفر لیف اریکسون، دریانورد نورس، به سرزمینی در غرب گرینلند به نام «وینلند» خبر میدهند. در دهه ۱۹۶۰ هلگه اینگستاد و آنه استینه اینگستاد، پژوهشگران نروژی، در لانس او مدوز در شمال جزیره نیوفاندلند کانادا بقایای یک سکونتگاه نورس را پیدا کردند که امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت است. پژوهشی در سال ۲۰۲۱ با کمک نشانه یک توفان خورشیدی در حلقههای درختان نشان داد که نورسها در سال ۱۰۲۱ میلادی در این محل درخت بریدهاند. سکونت نورسها اما کوتاهمدت بود و به ارتباطی پایدار میان دو قاره نینجامید.
زندگی کلمب پیش از سفر بزرگ
کلمب حدود سال ۱۴۵۱ در جنوا به دنیا آمد. نام ایتالیایی او کریستوفورو کولومبو و نام اسپانیاییاش کریستوبال کولون است و صورت «کریستف کلمب» در فارسی از تلفظ فرانسوی گرفته شده است. پدرش بافنده بود و کلمب از نوجوانی در سفرهای تجاری مدیترانه شرکت کرد. درباره خاستگاه او نظریههای گوناگونی مطرح شده، اما بیشتر مورخان بر پایه اسناد رسمی جنوا زادگاه او را همین شهر میدانند.
در سال ۱۴۷۶ کشتی او در نبردی دریایی نزدیک سواحل پرتغال غرق شد و او در لیسبون، یکی از مهمترین مراکز دریانوردی اروپا، ساکن شد. در آنجا با فیلیپا مونیز پرسترلو ازدواج کرد، به سواحل غرب آفریقا و مناطق دوردست اطلس سفر کرد و با بادهای اقیانوس آشنا شد. حدود سال ۱۴۸۴ طرحش را به ژوائو دوم، پادشاه پرتغال، عرضه کرد، اما کارشناسان دربار محاسباتش را نادرست دانستند. در کاستیا نیز هیئت کارشناسان طرح را نپذیرفت. سرانجام پس از فتح غرناطه در ژانویه ۱۴۹۲، که به آخرین حکومت مسلمانان در شبهجزیره ایبری پایان داد، فردیناند و ایزابلا موافقت کردند.
قرارداد آوریل ۱۴۹۲ به کلمب عنوان «دریاسالار اقیانوس»، مقام نایبالسلطنه و فرمانداری سرزمینهایی که پیدا میکرد و سهمی از درآمد آنها را میداد. همین امتیازها بعدها منشأ اختلاف طولانی او و فرزندانش با دربار شد.
سفر نخست در سال ۱۴۹۲
کلمب در ۳ اوت ۱۴۹۲ با سه کشتی از بندر پالوس در جنوب اسپانیا حرکت کرد: سانتا ماریا که کشتی فرماندهی بود، و دو کشتی کوچکتر به نامهای پینتا و نینیا. فرماندهی پینتا و نینیا با برادران پینسون بود و شمار کل خدمه را معمولاً حدود نود نفر ذکر میکنند. ناوگان پس از توقف در جزایر قناری، در ۶ سپتامبر راهی اقیانوس شد. گذر از اطلس حدود پنج هفته طول کشید و کلمب با دشواری خدمه نگران را به ادامه راه قانع کرد. در ۱۲ اکتبر ۱۴۹۲ دیدهبان پینتا خشکی را دید. این خشکی جزیرهای در مجمعالجزایر باهاما بود که بومیان آن را «گواناهانی» مینامیدند و کلمب نامش را «سان سالوادور» گذاشت. اینکه دقیقاً کدام جزیره امروزی بوده، هنوز میان پژوهشگران محل بحث است.
ساکنان این جزایر مردمان تائینو و گروههای نزدیک به آنها بودند. کلمب در یادداشتهایش آنها را مهربان و بیسلاح توصیف کرد و در همان نخستین روزها نوشت که میتوان آنها را بهآسانی به فرمان درآورد. او که خود را در آسیا میدانست، بومیان را «ایندیو» یعنی اهل هند نامید و نام «هندی» برای بومیان آمریکا در زبانهای اروپایی از همینجا آمده است.
ناوگان سپس به کوبا و بعد به جزیرهای رسید که کلمب آن را «اسپانیولا» یا هیسپانیولا نامید و امروز میان هائیتی و جمهوری دومینیکن تقسیم شده است. در شب کریسمس ۱۴۹۲ کشتی سانتا ماریا در ساحل هیسپانیولا به گل نشست. کلمب از الوار آن قلعهای به نام «لا نابیداد» ساخت و حدود چهل نفر را آنجا گذاشت. او در ژانویه ۱۴۹۳ با دو کشتی دیگر بازگشت و پس از گذر از توفان، در مارس ۱۴۹۳ به پالوس رسید و در بارسلون با استقبال پادشاه و ملکه روبهرو شد.
چهار سفر کلمب در یک نگاه
کلمب در مجموع چهار بار به آن سوی اطلس سفر کرد. سفر نخست اکتشافی بود، اما سه سفر بعدی با هدف استعمار، یافتن طلا و ادامه جستوجوی راه آسیا انجام شد.
| سفر | زمان | ناوگان | مناطق اصلی | رویدادهای مهم |
|---|---|---|---|---|
| نخست | ۱۴۹۲ تا ۱۴۹۳ | ۳ کشتی | باهاما، کوبا، هیسپانیولا | رسیدن به خشکی در ۱۲ اکتبر ۱۴۹۲، غرق شدن سانتا ماریا، ساخت لا نابیداد |
| دوم | ۱۴۹۳ تا ۱۴۹۶ | ۱۷ کشتی و بیش از هزار نفر | آنتیل کوچک، پورتوریکو، هیسپانیولا، جامائیکا، سواحل کوبا | ویران یافتن لا نابیداد، تأسیس شهرک لا ایسابلا، آغاز خراجگیری از بومیان |
| سوم | ۱۴۹۸ تا ۱۵۰۰ | ۶ کشتی | ترینیداد، سواحل ونزوئلا، هیسپانیولا | نخستین رسیدن کلمب به خشکی قاره آمریکای جنوبی، شورش مهاجران، دستگیری کلمب و بازگرداندن او با غل و زنجیر |
| چهارم | ۱۵۰۲ تا ۱۵۰۴ | ۴ کشتی | سواحل هندوراس، نیکاراگوئه، کاستاریکا و پاناما، جامائیکا | جستوجوی تنگهای به سوی آسیا، گرفتار ماندن حدود یک سال در جامائیکا |
سفر دوم و تأسیس نخستین شهرک
سفر دوم در سپتامبر ۱۴۹۳ از کادیس آغاز شد و مهاجران، سرباز، دام و بذر را به هیسپانیولا برد. کلمب لا نابیداد را ویران و افرادش را کشته یافت. بر پایه گزارشها، رفتار خشن آنها با بومیان به درگیری انجامیده بود. او شهرک لا ایسابلا را بنا کرد که با بیماری، کمبود آذوقه و نارضایتی مهاجران روبهرو شد. او همچنین به خدمه دستور داد سوگند بخورند که کوبا جزیره نیست و بخشی از خشکی آسیاست.
سفر سوم و سفر چهارم
در سفر سوم، کلمب به ترینیداد و سواحل ونزوئلا رسید. حجم عظیم آب شیرین رود اورینوکو او را به این نتیجه رساند که با خشکی بزرگی روبهروست و از «سرزمینی دیگر» سخن گفت، اما آن را قارهای مستقل تلقی نکرد. در سفر چهارم دیگر فرماندار نبود و اجازه نداشت در هیسپانیولا پهلو بگیرد. او سواحل آمریکای مرکزی را به امید یافتن گذرگاهی به اقیانوس هند پیمود و نیافت. کشتیهای فرسودهاش در جامائیکا به ساحل کشیده شدند و او حدود یک سال آنجا گرفتار ماند. در این مدت، با آگاهی از ماهگرفتگی فوریه ۱۵۰۴ از روی جدولهای نجومی، بومیان را ترساند تا به رساندن آذوقه ادامه دهند. او در نوامبر ۱۵۰۴ به اسپانیا بازگشت.
فرمانداری کلمب و رفتار با مردم تائینو
کلمب در اداره مستعمره ناکام ماند و این تیرهترین بخش کارنامه اوست. طلای هیسپانیولا بسیار کمتر از انتظار بود و فشار برای به دست آوردن آن بر دوش بومیان افتاد.
- خراج طلا: در میانه دهه ۱۴۹۰، در دوره فرمانداری کلمب و برادرانش، از بومیان بزرگسال در برخی مناطق هیسپانیولا خواسته شد که هر سه ماه مقدار معینی گرد طلا یا در مناطق بیطلا پنبه تحویل دهند. تأمین این سهمیه برای بسیاری ممکن نبود و گزارشهای آن دوره از مجازاتهای سخت برای ناتوانان خبر میدهند.
- بردهگیری: کلمب شماری از بومیان را به عنوان برده به اسپانیا فرستاد تا کمبود طلا را جبران کند. بسیاری از آنها در راه یا پس از رسیدن جان باختند. ملکه ایزابلا با برده کردن بومیانی که آنها را رعایای تاج اسپانیا میدانست مخالفت کرد و دستور بازگرداندن برخی از آنها را داد.
- کار اجباری: نظام واگذاری بومیان به مهاجران برای کار اجباری در همین سالها شکل گرفت و پس از کلمب در قالب نظامی به نام «انکومیندا» رسمیتر و گستردهتر شد.
- سختگیری با مهاجران اسپانیایی: کلمب و برادرانش با مهاجران ناراضی هم بهشدت رفتار کردند. شکایتهای فراوان باعث شد دربار در سال ۱۵۰۰ فرانسیسکو د بوبادیا را به هیسپانیولا بفرستد. او کلمب و دو برادرش را بازداشت کرد و با غل و زنجیر به اسپانیا فرستاد.
پادشاه و ملکه کلمب را آزاد کردند، اما فرمانداری را دیگر به او ندادند. در سال ۲۰۰۶ متن گزارش تحقیقات بوبادیا، که در بایگانیها گم شده بود، منتشر شد و از مجازاتهای بسیار خشن در دوره فرمانداری کلمب خبر داد، هرچند این شهادتها را مخالفان سیاسی او گرد آورده بودند.
جمعیت تائینوی هیسپانیولا در چند دهه پس از ورود اسپانیاییها بهشدت کاهش یافت. برآوردها از جمعیت پیش از تماس بسیار متفاوت است و از چند ده هزار تا چند میلیون نفر را شامل میشود، اما درباره شدت فروپاشی تردیدی وجود ندارد. عامل اصلی بیماریهایی مانند آبله بود که بومیان در برابرش ایمنی نداشتند و همهگیری بزرگ آن سالها پس از مرگ کلمب رخ داد. با این حال، کار اجباری، خشونت و قحطی نیز نقش مهمی داشتند و سیاستهای کلمب بخشی از این روند بود. بسیاری از آگاهیهای ما درباره این دوره از نوشتههای بارتولومه د لاس کاساس، کشیش اسپانیایی و منتقد سرسخت این رفتارها، به دست رسیده است.
پایان عمر و سرنوشت بقایای کلمب
ملکه ایزابلا، مهمترین حامی کلمب، در نوامبر ۱۵۰۴ کمی پس از بازگشت او درگذشت. کلمب سالهای پایانی را بیمار و در تلاش برای بازپسگیری امتیازهای قرارداد ۱۴۹۲ گذراند. او برخلاف یک باور رایج در فقر نمرد، اما خود را قربانی بیعدالتی دربار میدانست و در ۲۰ مه ۱۵۰۶ در بایادولید درگذشت. امروز هم کلیسای جامع سویل و هم سانتو دومینگو ادعا میکنند آرامگاه او را دارند. پژوهشهای ژنتیکی نشان دادهاند که دستکم بخشی از بقایای سویل از آن کلمب است.
خط زمانی زندگی کریستف کلمب
| سال | رویداد |
|---|---|
| حدود ۱۴۵۱ | تولد در جنوا |
| ۱۴۷۶ | غرق شدن کشتی نزدیک سواحل پرتغال و اقامت در لیسبون |
| حدود ۱۴۸۴ | رد طرح سفر به غرب در دربار پرتغال |
| آوریل ۱۴۹۲ | امضای قرارداد با دربار اسپانیا |
| ۳ اوت ۱۴۹۲ | حرکت از بندر پالوس |
| ۱۲ اکتبر ۱۴۹۲ | رسیدن به جزیرهای در باهاما |
| مارس ۱۴۹۳ | بازگشت به اسپانیا |
| ۱۴۹۳ تا ۱۴۹۶ | سفر دوم و تأسیس لا ایسابلا |
| ۱۴۹۸ | سفر سوم و رسیدن به سواحل ونزوئلا |
| ۱۵۰۰ | بازداشت به دستور بوبادیا و بازگرداندن به اسپانیا |
| ۱۵۰۲ تا ۱۵۰۴ | سفر چهارم به سواحل آمریکای مرکزی |
| نوامبر ۱۵۰۴ | بازگشت به اسپانیا و درگذشت ملکه ایزابلا |
| ۲۰ مه ۱۵۰۶ | درگذشت در بایادولید |
میراث کلمب و نگاه امروز به او
میراث کلمب را نمیتوان در یک جمله خلاصه کرد. از یک سو، او دریانوردی پرتلاش و ماهر بود که سالها برای طرحش جنگید، اقیانوسی ناشناخته را پیمود و بازگشت، و در چهار سفر بخش بزرگی از کارائیب و سواحل آمریکای مرکزی و جنوبی را به نقشه اروپاییان افزود. از سوی دیگر، سفرهای او آغاز استعماری بود که به نابودی بخش بزرگی از جمعیت بومی، بردهداری و از دست رفتن فرهنگها و سرزمینهای مردمان آمریکا انجامید، و خود او در این روند نقش مستقیم داشت.
یکی از پیامدهای ماندگار سفرهای کلمب، جابهجایی گسترده گیاهان، جانوران و بیماریها میان دو سوی اطلس است که آلفرد کرازبی، مورخ آمریکایی، در سال ۱۹۷۲ آن را «مبادله کلمبی» نامید.
| از آمریکا به دیگر نقاط جهان | از اروپا، آفریقا و آسیا به آمریکا |
|---|---|
| ذرت، سیبزمینی، گوجهفرنگی، کاکائو، بادامزمینی | گندم، برنج، نیشکر، قهوه |
| فلفل تند، کدو، لوبیاهای آمریکایی | مرکبات و بسیاری از میوههای دیگر |
| تنباکو | اسب، گاو، گوسفند، خوک |
| بوقلمون | بیماریهایی مانند آبله، سرخک و آنفولانزا |
گوجهفرنگی و سیبزمینی که امروز بخشی جدانشدنی از آشپزی ایرانی هستند، از همین مسیر و به تدریج از آمریکا به آسیا رسیدند. همزمان، بیماریهای دنیای قدیم فاجعهای جمعیتی در آمریکا رقم زد و کمبود نیروی کار بومی یکی از زمینههای گسترش تجارت برده از آفریقا شد.
نگاه جوامع به کلمب نیز تغییر کرده است. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بهویژه در ایالات متحده و میان مهاجران ایتالیایی، او نماد شجاعت و کشف بود و روز کلمب به تعطیلی رسمی تبدیل شد. در اسپانیا ۱۲ اکتبر روز ملی است. در دهههای اخیر، با توجه بیشتر به تجربه بومیان، برخی کشورهای آمریکای لاتین معنای این روز را تغییر دادهاند، در بسیاری از ایالتها و شهرهای آمریکا «روز مردمان بومی» جایگزین روز کلمب شده یا در کنار آن برگزار میشود و شماری از مجسمههای او برداشته شده است. بسیاری از مورخان امروز کلمب را انسانی از زمانه خود میبینند که کارهایش پیامدهایی عظیم داشت. داوری اخلاقی درباره او محل اختلاف است، اما درباره اهمیت تاریخی سفرهایش اتفاق نظر وجود دارد.
سوالات متداول
آیا کلمب ثابت کرد که زمین گرد است؟
نه. کروی بودن زمین از دوران یونان باستان برای اهل علم روشن بود. اختلاف کلمب با منتقدانش بر سر اندازه زمین و فاصله اروپا تا آسیا بود و منتقدان به واقعیت نزدیکتر بودند.
کلمب چند بار به آمریکا سفر کرد؟
چهار بار، در سالهای ۱۴۹۲، ۱۴۹۳، ۱۴۹۸ و ۱۵۰۲. او به جزایر کارائیب، سواحل ونزوئلا و سواحل آمریکای مرکزی رسید، اما هرگز به سرزمینهایی که امروز ایالات متحده و کانادا هستند نرسید.
آیا کلمب نخستین کسی بود که آمریکا را کشف کرد؟
خیر. بومیان هزاران سال پیش از او در این قاره زندگی میکردند و نورسها حدود پانصد سال پیش از او در نیوفاندلند سکونتگاه ساخته بودند. سهم کلمب آغاز ارتباط پایدار میان اروپا و آمریکاست.
چرا قاره آمریکا به نام کلمب نامیده نشد؟
کلمب این سرزمینها را بخشی از آسیا میدانست. آمریگو وسپوچی، دریانورد فلورانسی، در نوشتههایی که به نام او منتشر شد از «دنیای جدید» سخن گفت و نقشهنگاری آلمانی در ۱۵۰۷ نام «آمریکا» را بر آن گذاشت. کشور کلمبیا به نام کلمب نامگذاری شده است.
چرا کلمب چهرهای بحثبرانگیز است؟
چون در کنار مهارت دریانوردی و اهمیت تاریخی سفرهایش، در دوره فرمانداری بر هیسپانیولا بومیان را به خراج و کار اجباری واداشت، شماری از آنها را به بردگی فرستاد و نظامی استعماری را پایه گذاشت که به فروپاشی جمعیت بومی انجامید.
جمعبندی
کریستف کلمب دریانوردی اهل جنوا بود که در ۱۴۹۲ با حمایت اسپانیا از اطلس گذشت و در مجموع چهار سفر به آن سوی اقیانوس انجام داد. او زمین را کوچکتر از واقع میپنداشت و باور داشت به آسیا رسیده است. بحث زمانه او بر سر اندازه زمین بود، نه شکل آن. نورسها پیش از او به آمریکا رسیده بودند، اما سفر کلمب ارتباطی پایدار میان دو نیمکره برقرار کرد. کارنامه او دوگانه است: مهارت دریانوردی و تأثیری عظیم بر تاریخ جهان در یک سو، و فرمانداری خشن، بردهگیری و آغاز استعماری فاجعهبار برای مردم تائینو و دیگر بومیان در سوی دیگر.


