آلبرت اینشتین که بود؟

آلبرت اینشتین (۱۸۷۹ تا ۱۹۵۵) فیزیکدان نظری آلمانیتبار بود که بعدها تابعیت سوئیس و آمریکا را هم گرفت و از اثرگذارترین دانشمندان تاریخ علم به شمار میرود. او تصور ما از زمان، فضا، جرم، انرژی، نور و گرانش را تغییر داد.
در ۱۹۰۵ نشان داد نور از بستههای انرژی تشکیل شده است، وجود اتمها را با محاسبهای قابل آزمایش پشتیبانی کرد، نسبیت خاص را ارائه داد و به رابطه E=mc² رسید. در ۱۹۱۵ نسبیت عام را کامل کرد که گرانش را خمیدگی فضا-زمان میداند. نوبل فیزیک ۱۹۲۱ را هم برای اثر فوتوالکتریک گرفت، نه برای نسبیت.

سال ۱۹۰۵؛ چهار مقاله که فیزیک را تغییر داد
اینشتین در سال ۱۹۰۵، در ۲۶ سالگی، کارشناس فنی اداره ثبت اختراعات برن بود و عضو هیچ دانشگاهی نبود. با این حال چهار مقاله در مجله آلمانی «آنالن در فیزیک» منتشر کرد و مورخان علم این سال را «سال معجزه» او مینامند.
| موضوع مقاله | ایده اصلی به زبان ساده | چگونه تأیید شد |
|---|---|---|
| اثر فوتوالکتریک (کوانتوم نور) | نور از بستههای جدا از انرژی تشکیل شده که انرژی هر بسته به بسامد نور بستگی دارد | آزمایشهای رابرت میلیکان در میانه دهه ۱۹۱۰ پیشبینیهای کمّی او را تأیید کرد |
| حرکت براونی | لرزش نامنظم ذرات ریز در مایع، نتیجه برخورد مولکولهای نامرئی است | آزمایشهای ژان پرن در حدود ۱۹۰۸ و سالهای بعد |
| نسبیت خاص | قوانین فیزیک برای همه ناظران با سرعت ثابت یکسان است و سرعت نور برای همه یکی است؛ در نتیجه زمان و طول نسبیاند | آزمایشهای فراوان بعدی، از عمر ذرات پرسرعت تا ساعتهای اتمی |
| همارزی جرم و انرژی | جرم شکلی از انرژی است و این دو با رابطه E=mc² به هم تبدیل میشوند | اندازهگیریهای فیزیک هستهای در دهه ۱۹۳۰ و پس از آن |
رساله دکتری او در دانشگاه زوریخ هم در همان سال، درباره روشی برای تعیین اندازه مولکولها بود.
اثر فوتوالکتریک؛ دستاوردی که نوبل را برای او آورد
اثر فوتوالکتریک یعنی جدا شدن الکترون از سطح برخی فلزات بر اثر تابش نور. فیزیک قرن نوزدهم نور را موجی پیوسته میدانست و انتظار داشت نور شدیدتر الکترونها را با انرژی بیشتری بیرون بیندازد. آزمایشها چیز دیگری نشان میدادند:
- افزایش شدت نور، تعداد الکترونهای جداشده را بیشتر میکرد، اما انرژی هر الکترون را تغییر نمیداد.
- انرژی الکترونها به رنگ نور، یعنی بسامد آن، بستگی داشت.
- برای هر فلز، نوری با بسامد کمتر از یک حد معین، هر قدر هم شدید بود، هیچ الکترونی جدا نمیکرد.
اینشتین با گسترش ایده ماکس پلانک درباره تابش گرمایی (۱۹۰۰) پیشنهاد کرد نور از بستههای جدای انرژی تشکیل شده است. این بستهها بعدها «فوتون» نام گرفتند و انرژی هر کدام با بسامد نور متناسب است.
هر فوتون همه انرژیاش را یکجا به یک الکترون میدهد. اگر این انرژی از مقدار لازم برای جدا شدن الکترون کمتر باشد، الکترون جدا نمیشود، هر قدر هم فوتونها زیاد باشند.
هزاران ضربه آرام توپ را از روی دیوار رد نمیکند، اما یک ضربه بهاندازه کافی محکم این کار را میکند. شدت نور تعداد ضربهها را تعیین میکند و بسامد نور قدرت هر ضربه را.
این ایده در آغاز با تردید زیادی روبهرو شد، حتی از سوی خود پلانک. رابرت میلیکان آزمایشهایش را با قصد رد کردن رابطه اینشتین پیش برد، اما نتایج او در حدود ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۶ آن را با دقت تأیید کرد.
با این حال میلیکان در ۱۹۱۶ همچنان فرضیه کوانتوم نور را «جسورانه، اگر نگوییم بیپروا» میدانست. امروز ایده اینشتین از پایههای مکانیک کوانتومی است.
چرا نوبل برای نسبیت نبود
متن رسمی کمیته نوبل از «خدمات به فیزیک نظری و بهویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک» یاد میکند. نسبیت در آن زمان هنوز برای برخی فیزیکدانان و اعضای کمیته بحثبرانگیز بود، پس کمیته به کاری استناد کرد که آزمایش آن را بهروشنی تأیید کرده بود.
کمیته جایزه سال ۱۹۲۱ را نگه داشته بود، پس نوبل ۱۹۲۱ اینشتین در نوامبر ۱۹۲۲ اعلام شد. پول جایزه هم به خود او نماند. در توافق طلاق ۱۹۱۹ با میلوا ماریچ متعهد شده بود پول نوبلی را که هنوز نگرفته بود به او بسپارد و به این تعهد عمل کرد.
حرکت براونی؛ شاهدی برای وجود اتمها
در سال ۱۸۲۷، رابرت براون، گیاهشناس اسکاتلندی، دید ذرات بسیار ریزی که از دانههای گرده جدا میشوند، در آب نامنظم و بیوقفه میلرزند. تا اوایل قرن بیستم، وجود اتمها هنوز محل بحث بود و برخی دانشمندان برجسته آنها را فقط ابزاری ذهنی برای محاسبه میدانستند.
اینشتین نشان داد اگر مایع از مولکولهای همیشه در حرکت ساخته شده باشد، این مولکولها از همه طرف به ذره معلق میخورند. در هر لحظه برخوردها از یک طرف کمی بیشتر است و همین عدم توازن، ذره را نامنظم جابهجا میکند.
فرمول او میانگین جابهجایی ذره در زمان معین را به دما، گرانروی مایع، اندازه ذره و عدد آووگادرو ربط میداد. این نتیجه از نظریه آمد، نه از مشاهده؛ او در خود مقاله نوشت ممکن است این همان حرکت براونی باشد، اما اطلاعاتش درباره آن برای داوری بیش از حد نادقیق است.
ژان پرن، فیزیکدان فرانسوی، از ۱۹۰۸ به بعد این پیشبینیها را با آزمایش تأیید کرد و از این راه عدد آووگادرو را اندازه گرفت. این نتایج بحث درباره واقعی بودن اتمها را عملاً پایان داد و پرن در ۱۹۲۶ نوبل فیزیک گرفت.
نسبیت خاص؛ زمان و فضا مطلق نیستند
نظریه نسبیت خاص در مقالهای با عنوان «درباره الکترودینامیک اجسام متحرک» در ۱۹۰۵ منتشر شد. این نظریه بر دو اصل ساده استوار است:
- اصل نسبیت: قوانین فیزیک برای همه ناظرانی که با سرعت ثابت و در خط راست حرکت میکنند، یکسان است. هیچ آزمایشی داخل یک قطار کاملاً نرم و بیلرزش نمیتواند نشان دهد قطار ایستاده یا با سرعت ثابت حرکت میکند.
- ثابت بودن سرعت نور: سرعت نور در خلأ، یعنی حدود ۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه، برای همه این ناظران یکسان است و به حرکت منبع نور یا ناظر بستگی ندارد.
اصل دوم با تجربه روزمره نمیخواند. توپی که در قطار ۱۰۰ کیلومتری با سرعت ۱۰ کیلومتر در ساعت به جلو پرتاب شود، برای کسی کنار ریل ۱۱۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارد، اما نور چنین نیست. اینشتین نتیجه گرفت که اگر سرعت نور برای همه ثابت است، زمان و طول باید تغییر کنند.
پیامدهای نسبیت خاص
- کند شدن زمان: ساعتی که نسبت به ناظر حرکت میکند، از نگاه آن ناظر کندتر کار میکند. این اثر در سرعتهای روزمره بسیار ناچیز است، اما در سرعتهای نزدیک به سرعت نور بزرگ میشود.
- کوتاه شدن طول: جسم متحرک در جهت حرکتش کوتاهتر اندازهگیری میشود.
- نسبی بودن همزمانی: دو رویدادی که برای یک ناظر همزماناند، ممکن است برای ناظر دیگری که حرکت میکند، همزمان نباشند.
- حد سرعت: هیچ جسم دارای جرمی نمیتواند به سرعت نور برسد یا از آن بگذرد.
این پیامدها بارها با آزمایش تأیید شدهاند. ذرات میون در بالای جو ساخته میشوند و عمرشان برای رسیدن به سطح زمین کوتاه است، اما چون نزدیک به سرعت نور حرکت میکنند، زمان برایشان کندتر میگذرد و بسیاری از آنها به زمین میرسند.
بخشهایی از ریاضیات این نظریه را پیشتر هندریک لورنتس و آنری پوانکاره تدوین کرده بودند. سهم اینشتین این بود که این روابط را از دو اصل ساده بیرون کشید و نشان داد معنای آنها تغییر در خود مفهوم زمان و فضاست. در ۱۹۰۸، هرمان مینکوفسکی، استاد سابق او، نظریه را در قالب «فضا-زمان» چهاربعدی بیان کرد.
E=mc²؛ معنای معروفترین معادله جهان
اینشتین در سپتامبر ۱۹۰۵، در مقاله کوتاهی در دنباله نسبیت خاص، نشان داد جرم یک جسم معیاری از انرژی درون آن است. این نتیجه به شکل E=mc² مشهور شد:
- E انرژی است.
- m جرم است.
- c سرعت نور در خلأ است که حدود ۳۰۰ میلیون متر در ثانیه است.
خود این فرمول در مقاله ۱۹۰۵ دیده نمیشود. اینشتین نتیجه را در یک جمله نوشت: اگر جسمی انرژی L را به شکل تابش از دست بدهد، جرمش بهاندازه L/V² کم میشود. او سرعت نور را V مینامید و شکل آشنای E=mc² بعدها رایج شد.
چون سرعت نور عدد بسیار بزرگی است و به توان دو میرسد، جرم کم با انرژی بسیار زیادی برابر است. انرژی نهفته در یک گرم جرم حدود ۹ ضربدر ۱۰ به توان ۱۳ ژول است، تقریباً برابر انفجار ۲۱ هزار تن تیانتی.
این معادله نمیگوید تبدیل جرم به انرژی آسان است. در واکنشهای هستهای، جرم محصولات کمی از جرم مواد اولیه کمتر است و این اختلاف به شکل انرژی آزاد میشود. خورشید با همجوشی هیدروژن به هلیوم میدرخشد و نیروگاههای هستهای با شکافت اورانیوم کار میکنند.
در هر دو، بخش بسیار کوچکی از جرم به انرژی تبدیل میشود. E=mc² توضیح میدهد چرا همین بخش کوچک اینقدر انرژی دارد، اما دستورالعمل ساخت بمب یا راکتور نیست. شکافت هستهای در ۱۹۳۸ به دست دیگران کشف شد.
نسبیت عام؛ گرانش بهعنوان خمیدگی فضا-زمان
نسبیت خاص گرانش را در بر نمیگرفت و اینشتین از ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۵ روی گسترش آن کار کرد. نقطه شروع، ایدهای بود که بعدها «شادترین فکر زندگیاش» نامید: کسی که آزادانه سقوط میکند، وزن خود را احساس نمیکند.
یعنی از درون یک اتاقک بسته، گرانش و شتاب از هم قابل تشخیص نیستند. این ایده «اصل همارزی» نام دارد.
اینشتین معادلات نهایی نسبیت عام را در نوامبر ۱۹۱۵ به آکادمی علوم پروس ارائه داد. در این نظریه، گرانش برخلاف توصیف نیوتن نیرویی نیست که از دور عمل کند. جرم و انرژی فضا-زمان را خمیده میکنند و اجسام در این فضا-زمان خمیده در کوتاهترین مسیر ممکن حرکت میکنند.
تشبیه رایج آن پارچه کشیدهای است که گوی سنگینی رویش گذاشته شده و تیلهای که از کنارش میغلتد، به سمت آن منحرف میشود. این تشبیه کامل نیست، چون خمیدگی در زمان هم رخ میدهد.
داوید هیلبرت، ریاضیدان آلمانی، همزمان روی همین معادلات کار میکرد و درباره تقدم این دو بحث تاریخی وجود دارد، اما دیدگاه غالب مورخان این است که چارچوب فیزیکی نظریه حاصل کار اینشتین است.
پیشبینیها و آزمونهای نسبیت عام
| پیشبینی | توضیح ساده | وضعیت تأیید |
|---|---|---|
| حرکت مدار عطارد | مدار عطارد بهآرامی میچرخد و بخشی از این چرخش با نظریه نیوتن توضیح داده نمیشد | اینشتین در ۱۹۱۵ نشان داد نظریهاش این اختلاف را دقیقاً توضیح میدهد |
| خم شدن نور ستارگان | نور هنگام عبور از کنار خورشید بهاندازه معینی منحرف میشود | رصد خورشیدگرفتگی ۲۹ مه ۱۹۱۹ به رهبری آرتور ادینگتون و فرانک دایسون |
| کند شدن زمان در گرانش قویتر | ساعت نزدیک به جرم بزرگ کندتر از ساعت دورتر کار میکند | آزمایش پاوند و ربکا در ۱۹۵۹ و اندازهگیریهای دقیق با ساعتهای اتمی |
| امواج گرانشی | حرکت اجرام بسیار سنگین، موجهایی در فضا-زمان ایجاد میکند | پیشبینی در ۱۹۱۶؛ آشکارسازی مستقیم با رصدخانه لایگو در سپتامبر ۲۰۱۵ |
| همگرایی گرانشی | کهکشانهای پرجرم مانند عدسی، نور اجرام پشت خود را خم و گاه چندتایی میکنند | از ۱۹۷۹ به بعد بارها رصد شده است |
| سیاهچالهها | از معادلات او اجرامی نتیجه میشود که حتی نور هم از آنها نمیگریزد | راهحل کارل شوارتسشیلد در ۱۹۱۶؛ اینشتین خود در واقعی بودن آنها تردید داشت؛ امروز شواهد رصدی فراوانی وجود دارد |
رصد ۱۹۱۹ اینشتین را به چهرهای جهانی تبدیل کرد، هرچند دقت اندازهگیریهای آن سال محدود بود و تأییدهای محکمتر در دهههای بعد به دست آمد.

نسبیت در زندگی روزمره
GPS نمونه ملموس کاربرد هر دو نظریه است. ساعتهای اتمی ماهوارهها به دلیل سرعت زیاد، طبق نسبیت خاص کمی کندتر کار میکنند و به دلیل گرانش ضعیفتر در ارتفاع، طبق نسبیت عام کمی تندتر. برآیند این دو اثر حدود ۳۸ میکروثانیه در روز است.
اگر این اختلاف اصلاح نشود، خطای موقعیتیابی در هر روز به چند کیلومتر میرسد. برای همین بسامد ساعت ماهواره پیش از پرتاب، روی زمین، عمداً اندکی کمتر از مقدار اسمی تنظیم میشود تا در مدار همگام با ساعتهای زمینی کار کند.
دستاوردهای دیگر اینشتین
- گسیل القایی (۱۹۱۶ و ۱۹۱۷): یک فوتون میتواند اتم برانگیخته را وادار کند فوتونی مشابه خودش گسیل کند. این ایده دههها بعد پایه نظری لیزر شد.
- کیهانشناسی (۱۹۱۷): او نخستین مدل کیهان بر پایه نسبیت عام را ساخت و برای ایستا نگه داشتن جهان «ثابت کیهانشناسی» را افزود. پس از کشف انبساط جهان آن را کنار گذاشت، اما امروز شکلی از آن برای توضیح شتاب انبساط به کار میرود.
- آمار بوز-اینشتین (۱۹۲۴ و ۱۹۲۵): با گسترش کار ساتیندرا نات بوز، حالتی از ماده را در دمای بسیار پایین پیشبینی کرد که در ۱۹۹۵ در آزمایشگاه ساخته شد.
- مقاله EPR (۱۹۳۵): او با پودولسکی و روزن پرسشی جدی درباره کامل بودن مکانیک کوانتومی مطرح کرد که بعدها به مطالعه درهمتنیدگی کوانتومی انجامید.
سالهای پایانی عمرش صرف جستوجوی «نظریه میدان یکپارچه» برای یکی کردن گرانش و الکترومغناطیس شد که به نتیجه نرسید.
زندگی و زمانه اینشتین بهطور خلاصه
اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در خانوادهای یهودی در اولم آلمان به دنیا آمد و کودکیاش را در مونیخ گذراند. پس از تحصیل در پلیتکنیک زوریخ، کار دانشگاهی پیدا نکرد و در اداره ثبت اختراعات برن مشغول شد. پس از شهرت علمی در زوریخ، پراگ و برلین کار کرد.
با به قدرت رسیدن نازیها در ۱۹۳۳ آلمان را ترک کرد و تا درگذشتش در ۱۸ آوریل ۱۹۵۵ در مؤسسه مطالعات پیشرفته پرینستون ماند. او در کنار علم، در دفاع از صلح و حقوق مدنی هم فعال بود.
بیشتر بخوانید: زندگی آلبرت اینشتین از کودکی تا شهرت
| سال | رویداد |
|---|---|
| ۱۸۷۹ | تولد در اولم آلمان |
| ۱۹۰۲ | آغاز کار در اداره ثبت اختراعات برن |
| ۱۹۰۵ | انتشار مقالات فوتوالکتریک، حرکت براونی، نسبیت خاص و E=mc² |
| ۱۹۰۷ | رسیدن به اصل همارزی، نقطه شروع نسبیت عام |
| ۱۹۱۴ | انتقال به برلین |
| ۱۹۱۵ | ارائه معادلات نهایی نسبیت عام |
| ۱۹۱۹ | تأیید خم شدن نور در رصد خورشیدگرفتگی و شهرت جهانی |
| ۱۹۲۲ | اعلام جایزه نوبل فیزیک ۱۹۲۱ |
| ۱۹۳۳ | ترک آلمان و آغاز کار در پرینستون |
| ۱۹۳۹ | امضای نامه به فرانکلین روزولت درباره خطر بمب اتمی آلمان |
| ۱۹۴۰ | دریافت تابعیت آمریکا |
| ۱۹۵۵ | درگذشت در پرینستون |
افسانهها و واقعیتها درباره اینشتین
شهرت اینشتین باعث شده داستانهای نادرست زیادی درباره او رواج پیدا کند. رایجترین آنها اینهاست:
| باور رایج | واقعیت |
|---|---|
| اینشتین در ریاضی مردود شد | او در ریاضی برجسته بود و پیش از ۱۵ سالگی حساب دیفرانسیل و انتگرال را یاد گرفته بود. در کارنامه پایان دبیرستانش در آرائو، نمرههای ریاضیاش بالاترین نمره ممکن بود |
| او در کنکور دانشگاه رد شد چون شاگرد ضعیفی بود | در ۱۸۹۵، در ۱۶ سالگی و حدود دو سال زودتر از سن معمول، در آزمون ورودی پلیتکنیک زوریخ شرکت کرد. در ریاضی و فیزیک عالی بود اما در بخشهای عمومی مانند فرانسه نمره کافی نگرفت و سال بعد پذیرفته شد |
| او برای نسبیت نوبل گرفت | نوبل او برای خدمات به فیزیک نظری و بهویژه اثر فوتوالکتریک بود |
| او پدر بمب اتم است | او در پروژه منهتن شرکت نداشت. سهم او امضای نامهای در ۱۹۳۹ بود که لئو زیلارد نوشته بود و روزولت را از احتمال ساخت بمب به دست آلمان آگاه میکرد. بعدها از امضای آن ابراز پشیمانی کرد |
| او با مکانیک کوانتومی مخالف بود | او از بنیانگذاران نظریه کوانتومی بود و فقط کامل بودن آن را قبول نداشت |
| همسر اول او، میلوا ماریچ، نویسنده واقعی نسبیت بود | ماریچ فیزیک خوانده بود و با اینشتین درباره علم گفتوگو میکرد، اما سند قطعی برای نقش او در تدوین نسبیت یافت نشده و بیشتر مورخان این ادعا را اثباتنشده میدانند، هرچند بحث ادامه دارد |
افسانه مردودی در ریاضی ظاهراً در دهه ۱۹۳۰ با یک ستون سرگرمی در روزنامههای آمریکایی رواج یافت و خود اینشتین آن را رد کرد. برخی هم آن را به مقیاس نمرهدهی سوئیس نسبت میدهند که در آن ۶ بالاترین نمره است.
بسیاری از جملههای منسوب به او در فضای مجازی هم از او نیست، مانند تعریف دیوانگی بهعنوان تکرار یک کار و انتظار نتیجه متفاوت. جمله «بزرگترین اشتباه زندگیام» درباره ثابت کیهانشناسی هم فقط از قول جورج گاموف، پس از مرگ اینشتین، نقل شده و مورخان درباره درستی آن همنظر نیستند.
برای سنجیدن یک نقلقول، کتاب The Ultimate Quotable Einstein به گردآوری آلیس کالاپریس (انتشارات دانشگاه پرینستون) مرجع مطمئنی است. این کتاب بخشی جدا برای جملههای بهاشتباه منسوب به او دارد و جمله دیوانگی هم در همان بخش آمده است.
میراث اینشتین
در علم، نسبیت عام امروز نظریه اصلی گرانش است و از مدار ماهوارهها تا انبساط جهان و سیاهچالهها را توضیح میدهد. کار او روی نور هم به پایههای فیزیک کوانتومی و فناوریهایی مانند لیزر تبدیل شد.
در روش علمی، او قدرت «آزمایش فکری» را نشان داد و پرسشهای ساده را با ریاضیات دقیق به پیشبینیهای قابل آزمایش تبدیل کرد. در فرهنگ، نامش نماد هوش شده است؛ عنصر اینشتینیم به نام او نامگذاری شد و مجله تایم در پایان قرن بیستم او را «شخصیت قرن» نامید.
با این حال او هم خطا و تردید داشت، از جمله در واقعی بودن سیاهچالهها و در پذیرش جهانبینی احتمالاتی مکانیک کوانتومی.
سوالات متداول
مهمترین دستاورد اینشتین چه بود؟
بسیاری از فیزیکدانان نسبیت عام را عمیقترین کار او میدانند، چون تصور ما از گرانش را از اساس تغییر داد. مشهورترین دستاورد او در میان عموم E=mc² است و نوبلش برای اثر فوتوالکتریک بود.
اینشتین جایزه نوبل را برای چه گرفت؟
او نوبل فیزیک ۱۹۲۱ را «برای خدمات به فیزیک نظری و بهویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک» گرفت که در نوامبر ۱۹۲۲ اعلام شد.
آیا اینشتین واقعاً در ریاضی ضعیف بود؟
نه. او پیش از ۱۵ سالگی حساب دیفرانسیل و انتگرال را آموخته بود. تنها ناکامی تحصیلی مشهورش، رد شدن در آزمون ورودی پلیتکنیک زوریخ در ۱۶ سالگی بود که به دلیل درسهای غیرعلمی رخ داد، نه ریاضی.
فرق نسبیت خاص و نسبیت عام چیست؟
نسبیت خاص (۱۹۰۵) درباره ناظران با سرعت ثابت است و نشان میدهد زمان و طول نسبیاند. نسبیت عام (۱۹۱۵) آن را به شتاب و گرانش گسترش میدهد و گرانش را خمیدگی فضا-زمان در اثر جرم و انرژی میداند.
آیا اینشتین بمب اتم را ساخت؟
نه. او در پروژه منهتن حضور نداشت. E=mc² توضیح میدهد چرا واکنشهای هستهای انرژی زیادی آزاد میکنند، اما کشف شکافت و ساخت بمب کار دیگران بود و نقش او به امضای نامه ۱۹۳۹ به روزولت محدود میشد.
جمعبندی
اینشتین در ۱۹۰۵ ماهیت کوانتومی نور، واقعی بودن اتمها، نسبی بودن زمان و فضا و همارزی جرم و انرژی را نشان داد و در ۱۹۱۵ گرانش را خمیدگی فضا-زمان توضیح داد. نوبل ۱۹۲۱ را برای اثر فوتوالکتریک گرفت.
پیشبینیهایش، از خم شدن نور تا امواج گرانشی، با آزمایش تأیید شدهاند. تصویر او بهعنوان دانشآموز مردود در ریاضی یا سازنده بمب اتم نادرست است.


